گروه تواشيح ملی دانشجویی(شميم وصال) يزد

گروه تواشيح ملی دانشجویی(شميم وصال) يزد

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ گروه تواشيح ملی دانشجویی(شميم وصال) يزد خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

آنگونه كه از تصاویر به دست آمده از میدان مغناطیسی زمین پیداست،بطور شگفت‌انگیزی اگر انسان در هر نقطه از زمین رو به قبله بایستد،میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق می‌گردد و در مدتی كه در نماز است میدان بدنش منظم می‌شود.
یكی از نكات بسیار جالبی كه پروفسوربور(کاشف این پدیده) به آن دست یافته این است كه در بدن خانمها ماهی یكبار تغییر ولتاژ شدید ایجاد می‌شود و میدان بدن به منظم‌ترین حالت خود میرسد و به همین دلیل است كه زنان نیازی ندارند در این مدت نماز بخوانند.
اخیرا هم كشف شده است كه علت این‌كه قلب زنان منظم‌تر و قوی‌تر از مردان می‌زند. دلیل آن همین تغییر ولتاژ هست.
نماز و بارهای الكتریكی: بارهای زائدی كه در اثر تحریكات الكتریكی اعصاب به وجود می‌ایندهم بر میدان بدن و هم بر امواج مغزی اثر سو دارند. و این اثرات در نواحی‌ای كه اعصاب در آن تحریك بیشتری دارند،خطرات جدی‌تری ایجاد می‌كنند و باید هرچه سریعتر از آن نواحی دور شوند.به طرز حیرت‌آوری می‌بینیم كه این نواحی دقیقا نواحی هستند كه در وضو شسته می‌شوند و بنابر تحقیقات صورت گرفته بهترین راه دفع این بارهای زائد استفاده از یک ماده رساناست كه سریعترین و ارزانترین و بی‌ضررترین ماده برای این كار آب است و جالب اینجاست كه آب هرچه خالص‌تر باشد سریعتر بارهای ساكن را از بدن ما به اطراف گسیل می‌دهد و هیچ مایعی مثل آب خالصی كه در وضو به انسان سفارش شده این اثر را ندارد.
نماز و امواج مغزی:با دفع بارهای زاید بدن در وضو امواج مغزی در ایده‌ال‌ترین حالت قرار میگیرند.علاوه بر آن حالت تمركزی كه در هنگام نماز در انسان به وجود می‌آید،تشعشع امواج آلفا را به اندازه قابل توجهی بالا می‌برد و توانایی مغز را در تولید این امواج بالا می‌برد.
sasham آنلاین نیست.  

[ چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 ] [ 3:49 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

گروه فعاليت‌های قرآنی: متأسفانه در حال حاضر جايگاه واقعی هنر تواشيح به درستی در كشور تبيين نشده و اجرای تواشيح همچنان با مخالفت‌هايی روبرو است.

«محمد علی سرسرابی» دبير كميته اعزام قاريان و حافظان به خارج از كشور و مدير عامل اتحاديه تشكل‌های قرآنی مردمی، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، ضمن بيان اين مطلب افزود: متأسفانه در حال حاضر برخی از خواص هم با اشاعه تواشيح در ايران مخالف بوده و آن را يك هنر وارداتی می‌دانند در حالی‌كه اين هنر هم اكنون به كل در خدمت نظام اسلامی و ترويج فرهنگ اهل بيت (ع) قرار گرفته است.

وی در ادامه تصريح كرد: در واقع برخی از نظرات و تبيين نشدن جايگاه واقعی تواشيح در كشور من را برآن داشت تا درباره تواشيح و يا در واقع مديحه سرايی به ذكر چند موضوع كلی اشاره كنم.

سرابی اظهار كرد: تواشيح در واقع، هنری بود كه در برخی از كشورهای اسلامی برای موضوع مدح پيامبر اكرم(ص) به كار گرفته شد و با استفاده از نغمه‌های دلنشين، ابيات و متون ادبی با مضمون پيامبر اكرم(ص) خوانده شد. ما ايرانی‌ها نيز مخصوصا بعد از انقلاب اسلامی اين هنر را آموخته و به كار گرفتيم و به تدريج نام مديحه‌سرايی به اين فن داده شد. البته در كنار مدح پيامبر اكرم(ص)، مدح ائمه (ع) و بعضی اولياء دين و همچنين مراثی ايشان نيز با همين سبك اجرا شد.

 «محمد علی سرسرابی»:
تواشيح نيز در سال‌های اول همچون قرائت قرآن تأثيرگذاری مفهومی و محتوايی نداشت چراكه مردم به دليل آشنا نبودن با زبان عربی معانی آن را درك نمی‌كردند و معنی ابيات قرائت شده را نمی‌دانستند اما بر اثر گذشت زمان و جا افتادن اين موضوع طی دو دهه، تواشيح از تأثيرگذاری صرفا هنری به تأثيرگذاری محتوايی رسيده است

وی در مورد تاريخچه تواشيح، گفت: درواقع خواندن اشعار عربی به صورت آهنگين در مدح پيامبر (ص) بيشتر در بين عرب زبان‌ها به عنوان يك هنر اسلامی مرسوم بوده و امروز هم با بهره‌گيری از ظرافت‌های خاص خود در كشورهای اسلامی رواج پيدا كرده است.

سرابی در ادامه افزود: كشورهايی از جمله مصر، تونس، لبنان و سوريه كشورهايی هستند كه تواشيح در آنها رواج دار، در ايران نيز به‌طور خاص در دهه دوم انقلاب اسلامی گروه‌های تواشيح شكل گرفتند.

وی همچنين تصريح كرد: در ابتدا اين گروه‌ها به صورت تقليدی و بعد با توجه به توصيه‌های مقام معظم رهبری، اشعار و ابيات ارزشمند اسلامی كه در ادبيات اسلامی معروف هستند از جمله مناجات منظومه حضرت امير (ع)، قصيده تائيه دعبل خزايی و يا قصيده فرزدق را دستمايه كار خود قرار داده و اين ابيات ارزشمند را با نغمه‌های زيبا اجرا كردند. اين كار مورد توجه مردم نيز قرار گرفت تا آنجايی كه در مراسم مختلف قرآنی در كنار تلاوت قرآن، حتما اجرای تواشيح و مديحه سرايی نيز وجود دارد.

سرابی ادامه داد: البته تواشيح نيز در سال‌های اول همچون قرائت قرآن تأثيرگذاری مفهومی و محتوايی نداشت چراكه مردم به دليل آشنا نبودن با زبان عربی معانی آن را درك نمی‌كردند و معنی ابيات قرائت شده را نمی‌دانستند اما بر اثر گذشت زمان و جا افتادن اين موضع طی دو دهه، تواشيح از تأثيرگذاری صرفا هنری به تأثيرگذاری محتوايی رسيده و مردم پس از شنيدن ابيات به دنبال درك مفهوم آنها هستند كه اين موضوع نشان‌دهنده تأثيرگذاری تواشيح بوده و همچنين نشانگر اين است كه اين هنر تا چه حد جای خود را در ميان مردم بازكرده است.

وی با بيان اين مطلب كه «درواقع تواشيح هم يك نوع هنر اسلامی محسوب شده و هم وسيله‌ای برای تبليغ و ترويج معارف اسلامی در جامعه است»، يادآورشد: مديحه سرايی حاوی معارف و ارزش‌های اسلامی است مثلا همين «قصيده تائيه» حاوی بالاترين معارف اسلامی است همچنان كه در طول تاريخ هرگاه برای نشر ارزش‌های اسلامی خوانده شده؛ مورد توجه نيز قرار گرفته است.

سرابی در ادامه گفت: در حال حاضر نيز گروه‌های تواشيح برای درك معانی ابيات از طرف افراد در محافل و مجالس مختلف معانی ابيات را يا روی برگه‌هايی حروف چينی كرده و در ميان حضار توزيع می‌كنند و يا در لابه‌لای مديحه سرايی همان ابيات عربی را به فارسی نيز اجرا می‌كنند كه شنودگان بلافاصله پس از شنيدن ابيات عربی معانی آن را نيز درك می‌كنند و اين موضوع نقش بسياری در ترويج فرهنگ اهل بيت(ع) دارد.

 دبير كميته اعزام قاريان و حافظان:
اگر هنر و فرهنگی كه وارد می‌شود؛ سازندگی، بالندگی و پويايی داشته باشد، مبارك است. چراكه اين فرهنگ مولود حوزه فرهنگ و هنر اسلامی بوده و گستره فرهنگ اسلامی نيز در حد جامهه اسلامی است

وی با اشاره به اينكه با اين توضيحات هنوز هم جايگاه واقعی اين هنر در جامعه تعريف نشده است، تصريح كرد: هم اكنون برخی از خواص نيز به مخالفت با اجرای تواشيح پرداخته و آن را يك هنر وارداتی تلقی می‌كنند در حاليكه هر هنر وارداتی بد نيست، به شرط آنكه ما بتوانيم از آن بهره گرفته و در خدمت مذهب، عقيده و نظام خود درآوريم.

مدير عامل اتحاديه تشكل‌های قرآنی كشور ادامه داد: اگر فرهنگ و هنری كه وارد می‌شود؛ سازندگی، بالندگی و پويايی داشته باشد، مبارك است. چراكه اين فرهنگ مولود حوزه فرهنگ و هنر اسلامی بوده و گستره فرهنگ اسلامی نيز در حد جغرافيای است. تواشيح از بدو ورود به كشور ما با توجه به فرهنگ ما تغيير كرده و در خدمت اشاعه فرهنگ و معارف اسلام و اهل بيت (ع) قرار گرفته است. تا آنجا كه امروز گرو‌های تواشيح ايرانی در كل دنيا شناخته شده و ما فقط در همين سال جاری بيش از 10 گروه ممتاز به كشورهای اسلامی و حتی غير اسلامی برای تبليغ معارف اسلامی اعزام كرده‌ايم، كه مورد استقبال زياد شركت‌كنندگان در محافل قرآنی آن كشورها نيز قرار گرفته‌اند.

وی افزود: وقتی اين هنر اسلامی می‌تواند به عنوان يك ابزار تبليغی در خدمت نظام اسلامی باشد و وقتی مديحه سرايی تا اين حد مورد توجه مردم است چرا از آن استفاده نكنيم. به عقيده من اين مخالفت‌ها همه نشان دهنده آن است كه جايگاه تواشيح به خوبی تبيين نشده و هنوز كارايی آن به خوبی در جامعه مشخص نشده است، چراكه اگر اين موارد به خوبی روشن شود همه از توسعه آن دفاع خواهند كرد.

 مدير عامل اتحاديه تشكل‌های قرآنی كشور:
در تواشيح دست افراد باز است تا از نغمات استفاده كنند، در حاليكه در قرائت قرآن با توجه به شأن قرآن نمی‌توان از هر نغمه وآهنگی برای قرائت استفاده كرد لذا به دليل گرايش تواشيح به سمت ادبيات دينی و همچنين استفاده از نغمات دلنشين اين هنر برای مردم جذاب است

دبير كميته اعزام قاريان و حافظان به خارج از كشور همچنين تصريح كرد: من شنيده‌ام، برخی از افراد اين گروه‌ها را با گروه‌های سرود مقايسه كرده‌اند، اگرچه گروه‌های سرود هم در خدمت نظام هستند، اما در هر حال اعضای گرو‌های تواشيح از بطن جلسات قرآنی برخاسته و اغلب آنها قاری و حافظ قرآن هستند به اصطلاح خودمان اين افراد بچه‌های جلسات قرآن هستند. اين افراد تواشيح را در كنار هم‌خوانی قرآن اجرا می‌كنند و به اين ترتيب هم تلاوت قرآن انجام می‌دهند و هم مديحه سرايی می‌كنند كه اين تفاوت اصلی آنها با گروه‌های سرود است، و با توجه به تسلطی كه بر لحن و لهجه عربی دارند، به خوبی متون ادبی عربی را با نغمه‌های زيبا در هم اميخته و اجرا می‌كنند.

وی در پايان درباره دلايل ايجاد جذابيت تواشيح برای مردم گفت: در تواشيح دست افراد باز است تا از نغمات استفاده كنند، در حاليكه در قرائت قرآن با توجه به شأن قرآن نمی‌توان از هر نغمه و آهنگی برای قرائت استفاده كرد لذا به دليل گرايش تواشيح به سمت ادبيات دينی و همچنين استفاده از نغمات دلنشين اين هنر برای مردم جذاب است و بايد در اين‌باره و در حوزه شناخت بيشتر تواشيح كار شود تا هر چه بهتر و بيشتر بتواينم از ظرفيت اين هنر اسلامی در ترويج فرهنگ و معارف اسلامی بهره‌مند شويم.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:24 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

گروه فعاليت‌های قرآنی: تواشيح قالب‌های شناخته شده‌ای دارد كه اين قالب‌ها همه برگرفته شده از كشورهای عربی هستند و متأسفانه در كشور ما با روی آوردن به سبك‌های غلط از مسير خود خارج شده است.

1 غلامرضا شاه ميوه، داور بين المللی و سرپرست گروه تواشيح كوثر

غلامرضا شاه ميوه، داور بين المللی و سرپرست گروه تواشيح كوثر با بيان اين مطلب به خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) گفت: متأسفانه در كشور تعدادی از گروه‌های تواشيح خوانی با استفاده از آهنگ‌های ترانه‌های عربی و آميزش آن با تواشيح موجب شده‌اند تا اين بحث از مسير اصلی خود خارج شود. اين حركت علاوه بر اينكه اصالت تواشيح خوانی را زير سؤال می‌برد، بلكه از نظر علما نيز گناه محسوب می‌شود. تواشيح يك هم‌خوانی مذهبی است و استفاده كردن از آهنگ‌های عربی كار بسيار ناشايستی است.

وی ادامه داد: در حال حاضر كشورهايی چون سوريه، اردن، مصر و تعدادی از كشورهای فعال افريقا هنوز همان اصالت تواشيح را حفظ كرده‌اند و ما با تأسی گرفتن از سبك اين كشورها دوباره به مسير اصلی تواشيح برمی‌گرديم.

تنها حامی تواشيح خوانی مقام معظم رهبری است. ايشان علاقه خاصی به تواشيح دارند و خواستار گسترش فرهنگ تواشيح خوانی در كشور هستند. اگر حمايت‌های رهبری نبود به طور يقين وضعيت تواشيح مشخص نبود

سرپرست گروه كوثر در ادامه مهم‌ترين معضل تواشيح را نبود متوالی دانست و گفت: بزرگ‌ترين معضلی كه تواشيح با آن روبه‌رو است نبود يك سازمان يا مركز به عنوان متولی است. هيچ سازمانی و يا مركزی نظارت بر تواشيح خوانی ندارد و هيچ مسابقاتی در اين زمينه برگزار نمی‌شود.

شاه ميوه افزود: تنها حامی تواشيح خوانی مقام معظم رهبری است. ايشان علاقه خاصی به تواشيح دارند و خواستار گسترش فرهنگ تواشيح خوانی در كشور هستند. اگر حمايت‌های رهبری نبود به طور يقين وضعيت تواشيح مشخص نبود.

وی يادآورشد: بسياری از قاريان بزرگ دنيا از كسانی بودند كه در گروه‌های تواشيح حضور داشتند. افرادی چون طوسی، پورزرگری و خاكی زمانی در گروه‌های تواشيح به اجرای برنامه می‌پرداختند و در حال حاضر به عنوان قاريان ممتاز بين‌المللی انتخاب شده‌اند.

وی افزود: همين كه بسياری از افرادی موفق در رشته قرائت قرآن به گروه‌های تواشيح ملحق می‌شوند نشان ‌دهنده موفقيت اين مسير است.

شاه ميوه در پايان گفت: تواشيح ذكر است. مسئولان بايد برنامه‌ای را طرح ريزی كنند تا جوانان به جای اينكه به سراغ كلاس‌های مبتذل موسيقی بروند به مراكز و محافل قرآنی و يا به گروه‌های تواشيح جذب شوند.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:23 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

گروه فعاليت‌های قرآنی: تواشيح در كشور ما و در بين فعالان قرآنی علی رغم استقبال زياد مردم جايگاهی ندارد.

اسماعيل مومن ثانی، سرپرست گروه تواشيح طاها، با بيان اين مطلب به خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) گفت:هيچ كس دلش به حال تواشيح در كشور نمی‌سوزد،‌ گروه‌های تواشيح هنگامی كه برنامه اجرا می‌كنند به عنوان گروه تلقی می‌شوند و پس از پايان هر برنامه هر كسی به دنبال كار خود می‌رود و همكاری‌ها تنها به آن مدت كوتاه محدود می‌شود.

سرپرست تواشيح طاها ادامه داد: نه مرجعی وجود دارد و نه جايی برای اينكه يكی از تواشيح خوان‌ها به آنها رجوع كند. درست به عكس جامعه قرآنی كه همه روز يك دارالقرآن و يا خانه قرآن راه‌اندازی می‌شود مثل اينكه تواشيح اصلا به عنوان يك كار مذهبی برای هيچ كدام از نهادهای ما شناخته شده نيست.

مومن ثانی افزود: كسانی كه امروز در گروهای تواشيح حضور دارند از جلسات قرآنی كه برگزار می‌شد به گروه‌ها پيوسته‌اند و يا عده‌ای هم در جلسات قرآن تشكيل يك گروه تواشيح را داده‌اند و هيچ سازمانی يا نهادی آنها را انتخاب و يا به كار آنها نظارت ندارد. اين مهم‌ترين دليل بر بی‌توجهی به تواشيح است.

كميته اعزام قراء و حفاظ به حج، يك دوره مسابقات تواشيح خوانی را برگزار كرد و قرار شد بعد از پايان اين مسابقات گروه‌های برتر به همراه تعدادی ديگر از گروه‌هايی كه نسبتا برنامه‌های خوبی اجرا كردند به سفر حج اعزام كند كه اين موضوع نيز مورد بی‌مهری كميته اعزام قرار گرفت و تعداد كمی را به اين سفر اعزام كردند

وی در ادامه از جامعه قرآنی انتقاد كرد و گفت: متأسفانه تعدادی از تواشيح خوان‌هايی كه در حال حاضر قاری قرآن هستند، ديدگاه بدی نسبت به تواشيح دارند البته آنها حق دارند وقتی در تواشيح بودند كسی به آنها توجه نمی‌كرد و با ورود به جامعه قرآنی از طرف سازمان‌ها و دارالقرآن‌ها مورد توجه قرار گرفته‌اند و بايد هم درباره تواشيح ديدگاه بهتری داشته باشند.

مومن ثانی ادامه داد: البته نبايد همه افراد جامعه قرآنی را به يك چشم ديد نظرات درباره تواشيح از سوی اين جامعه متفاوت است. عده كمی موضوع تواشيح را رد می‌كنند و عده‌ای ديگر حمايت می‌كنند اما متأسفانه از اين موضوع كسانی كه در كار تواشيح بودند و امروز به عنون قاری قرآن در جامعه قرآنی هستند به راحتی كار گروه تواشيح را رد می‌كنند و ديد بسيار بدی پيدا كرده‌اند.

سرپرست گروه تواشيح طاها گفت: كميته اعزام قراء و حفاظ به حج، يك دوره مسابقات تواشيح خوانی را برگزار كرد و قرار شد بعد از پايان اين مسابقات گروه‌های برتر به همراه تعدادی ديگر از گروه‌هايی كه نسبتا برنامه‌های خوبی اجرا كردند به سفر حج اعزام كند كه اين موضوع نيز مورد بی‌مهری كميته اعزام قرار گرفت و تعداد كمی را به اين سفر اعزام كردند.

وی در پايان به تفاوت‌های فردی در اجرای تواشيح با قرائت قرآن اشاره كرد و يادآورشد: با توجه به اينكه قرائت قرآن به صورت انفرادی انجام می‌شود، متأسفانه برخی به دليل اضطراب و يا كم رويی نمی‌تواند به قرائت بپردازند اما تواشيح اين امتيار را دارد كه هر كسی كه علاقه داشته باشد به راحتی می‌تواند با حضور در كنار ساير اعضای گروه به تواشيح خوانی بپردازد از طرفی در قرائت قرآن سبك و صوت و لحن بسيار اهمت دارد اما در تواشيح زمانی كه در گروه قرار می‌گيرد زياد اين زمينه‌ها مورد توجه قرار نمی‌گيرد.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:23 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

گروه فعاليت‌های قرآنی: زمينه برای رشد رشته تواشيح در كشور بسيار محدود ‌است و برنامه‌های كمی توسط گروه‌های تواشيح و هم‌خوانی اجرا می‌شود.

«مهدی دغاغله» سرپرست گروه تواشيح ثقلين با بيان اين مطلب به خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، گفت: نسبت به سال‌های گذشته جايگاه تواشيح درجامعه بسيار خوب شده است و اين موضوع به‌دليل برگزاری جشنواره‌ها و مسابقات‌ است اما هنوز به آن جايگاه واقعی خود نرسيده است و احتياج به زمان بيشتری دارد و اگر در تمام برنامه‌‌ها يا جشنواره‌ها امكان اجرای تواشيح باشد، به طور يقين تواشيح خوانی در كشور ما به جايگاه واقعی خود می‌رسد.

وی ادامه داد: تواشيح خوانی يكی از ابعاد اسلام است. متأسفانه برخی اين موضوع را تهاجم فرهنگی مطرح می‌كنند. اگر بخواهيم از اين منظر به تواشيح نگاه كنيم پس بايد بگويم اسلام از ابتدا در ايران نبوده و پس از گذشت چند سال وارد ايران شده است پس نبايد به تواشيح خوانی به چشم فرهنگ وارداتی نگاه كرد.

دغاغله افزود: تواشيح با ترانه‌های عربی بسيار فرق می‌كند و چون به زبان عربی انجام می‌شود نبايد آن را با آهنگ‌ها برابر دانست. تواشيح يكی از ابعاد اسلام است و با يك نگاه مذهبی، بايد اين موضوع را پذيرفت.

بسياری از گروه‌های تواشيح با آهنگ‌‌ها و ترانه‌های عربی می‌خوانند. اين موضوع با توجه به سبك و ريتم خاص خود می‌تواند در جذب جوانان جامعه بيار مهم باشد اما از طرفی هم می‌تواند برای تواشيح خطرناك باشد و به راحتی جايگاه نسبی‌اش را هم از دست بدهد

سرپرست گروه ثقلين گفت: بسياری از گروه‌های تواشيح با آهنگ‌‌ها و ترانه‌های عربی می‌خوانند. اين موضوع با توجه به سبك و ريتم خاص خود می‌تواند در جذب جوانان جامعه بيار مهم باشد اما از طرفی هم می‌تواند برای تواشيح خطرناك باشد و به راحتی جايگاه نسبی‌اش را هم از دست بدهد.

وی در ادامه به تفاوت‌های تواشيح خوانی كشور با كشورهای ديگر برداخت و گفت: مهم‌ترين تفاوت تواشيح خوانی در كشور ما با كشورهای عربی و يا غيره به دليل اين است كه هيچگاه سازمان و يا نهادی آنها را تشكيل نداده‌اند و به صورت خودجوش از دل مساجدها بيرون آمده‌اند. ديگر تفاوت اين است كه بيشتر تواشيح خوان‌های ما قاريان قرآن هستند كه با يكديگر يك گروه تواشيح را تشكيل داده‌اند.

سرپرست گروه ثقلين يادآور شد: قاريانی كه به دلايل خاصی نمی‌توانند در قرائت قرآن به موفقيت برسند، به تواشيح روی می‌آورند و اين نمی‌تواند تصور منفی در جامعه قرآنی ايجاد كند. هر كس به هر نحوی كه شده بايد به جامعه اسلامی كمك كند اگر در قرائت نمی‌تواند، در تواشيح می‌تواند خدمتگذار اسلام باشد، نبايد به اين موضوع با ديد منفی نگاه كرد.

دغاغله در پايان گفت: ما ابتدا بايد واژه تواشيح را برای مردم معنی كنيم، مردم تا حدود زيادی با تواشيح بيگانه هستند بايد آنها را متوجه اين موضوع كرد كه تواشيح يكی از هنرهای با ارزش اسلام است كه با نغمات و صوت زيبا در جشن‌‌ها موجب سرور مسلمانان می‌شود.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:22 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

گروه فعاليت‌های قرآنی: برخی از افراد و حتی صاحب نظران علوم و معارف اسلامی و قرآنی با ديد منفی به تواشيح نگاه می‌كنند و ضربه شديدی به تواشيح وارد كرده‌اند.

حيدر جاودان، مسئول گروه تواشيح فجر با بيان اين مطلب به خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، گفت: رشته تواشيح مدت زيادی نيست كه در كشور پرداخته می‌شود و از همان ابتدا گروه‌ها بسيار قوی كارشان را شروع كرده و موفق شدند مخاطبان زيادی از اقشار مختلف جذب كنند.

نسل دوم گروه‌های تواشيح كه در حال حاضر برنامه اجرا می‌كنند، حركت نوينی را در پيش گرفته‌اند كه می‌تواند كمك زيادی به بازگشت تواشيح به جايگاه اصلی خود در سال‌های گذشته كند

وی افزود: وضعيت تواشيح تا چند سال گذشته خيلی خوب بود، برنامه‌های متعدد، مخاطبان زياد و حمايت مسئولان از تواشيخ خوانی اما متأسفانه برخی از افراد با توجه به اينكه شناخت دقيقی نسبت به تواشيح نداشتند، با صحبت كردن در اين باره باعث ضعف تواشيح شدند.

جاودان اظهاركرد: بسياری از اين افراد تواشيح خوانی را نهادينه شدن فرهنگ غيرايرانی در هنرها بيان كردند در صورتی كه تواشيح يكی از هنرهای اسلامی است كه در وصف رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) سروده می‌شود.

مسئول گروه تواشيح فجر يادآور شد: اگر تواشيح تهاجم فرهنگی محسوب می‌شود، پس بهتر است قبل از اينكه با تواشيح مقابله كنند ‌با اينترنت و امثال آن كه از كشورهای اروپايی و غربی وارد ايران شده، مقابله كنند. زبان عربی، زبان دينی ما است و نبايد به اين صورت با آن برخورد كرد.

جلوگيري از آميخته شدن موسيقي‌هاي مبتذل با تواشيح

جاودان در ادامه از آميزش موسيقی با تواشيح و اجرای موزيكال تواشيح انتقاد كرد و گفت: تواشيح برگرفته شده از اشعار شاعران بزرگ است كه در وصف برترين مخلوقات خداوند سروده شده است، افزودن موسيقی به تواشيح از هر نظر اشتباه است.

وی ادامه داد: نسل دوم گروه‌های تواشيح كه در حال حاضر برنامه اجرا می‌كنند، حركت نوينی را در پيش گرفته‌اند كه می‌تواند كمك زيادی به بازگشت تواشيح به جايگاه اصلی خود در سال‌های گذشته كند. اين گروه‌ها با اجرای برنامه به زبان فارسی و عربی توانسته‌اند به مخاطبان اين رشته بيافزايند.

بسياری از افراد تواشيح خوانی را نهادينه شدن فرهنگ غيرايرانی در هنرها بيان كردند در صورتی كه تواشيح يكی از هنرهای اسلامی است كه در وصف رسول اكرم (ص) و ائمه اطهار (ع) سروده می‌شود

مسئول گروه تواشيح فجر تصريح كرد: با توجه به اينكه زبان مردم ما فارسی است و درك سرودهای عربی از شعرای قديمی عرب زبان برای آنها بسيار سخت است، گروه‌های نسل دومی با اجرای برنامه به زبان فارسی (معنی شعر) و پس از آن اجرای عربی، باعث می‌شوند تا همه به معنی واقعی اشعار تواشيح پی ببرند كه اين موضوع می‌تواند برای اين حركت مذهبی يك موفقيت محسوب شود.

جاودان در پايان گفت: مهم‌ترين مشكل تواشيح نبود يك متوالی يا سازمان به منظور نظارت بركار گروه‌ها است. اگر يك سازمان بر كار گروه‌های تواشيح با پشتوانه قوی نظارت كند، هيچ گروهی نمی‌تواند تواشيح را از قالبش خارج كند و اين هنر اسلامی را زير سؤال ببرد.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:22 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

گروه فعاليت‌های قرآنی: گروه‌‌های تواشيح بايد از طرف مراكز و نهادهای معتبر قرآنی كشور مورد حمايت قرار گرفته و در قالب مجموعه تواشيح به كار خود ادامه دهند.

«حسين كوشمقانی» مسئول گروه تواشيح ميعاد در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، ضمن بيان اين مطلب افزود: اگر مراكز قرآنی حمايت از گروه‌های تواشيح را برعهده گرفته و اين گروه‌ها را در قالب مجموعه‌های مشخص ساماندهی كنند، گام بزرگی در تقويت اين گروه‌ها برداشته خواهد شد.

وی در ادامه تصريح كرد: دراين صورت مراكز می‌توانند با دعوت از كارشناسان و متخصصان تواشيح، دوره‌های ويژه‌ای را با موضوعات مختلف برای اعضای اين گروه‌ها برگزار كرده و سطح تواشيح را در كشور ارتقاء دهند.

 « حسين كوشمقانی»:
استقبال مردم از تواشيح بسيار خوب است، اما متأسفانه مسئولين استقبال چندانی از تواشح نكرده و اين هنر را به عنوان يك نوع سرود عربی می‌شناسند

وی به استقبال مردم از تواشيح اشاره كرد و گفت: استقبال مردم از تواشيح بسيار خوب است اما متأسفانه مسئولان استقبال چندانی از تواشح نكرده و اين هنر را به عنوان يك نوع سرود عربی می‌شناسند.

مسئول گروه تواشيح ميعاد درباره جايگاه تواشيح در كشور اظهاركرد: متأسفانه هنوز تواشيح در كشور آن‌چنان كه بايد جايگاه خود را پيدا نكرده و برخی از افراد ديد خوبی نسبت به آن ندارند به ويژه اينكه برخی مفهوم نبودن بيت‌های خوانده شده به زبان عربی را يك نقص می‌دانند.

كوشمقانی افزود: در حال حاضر تواشيح در كشور ما به دليل مفهوم نبودن ابيات برای ايرانيان، به سمت فارسی‌خوانی رفته و در خلال ابيات عربی مفهوم آنها را نيز به فارسی بيان می‌كنند.

وی همچنين درباره مشكلات گروه‌های تواشيح در ايران گفت: مهم‌ترين مشكلی كه هم اكنون گروه‌های تواشيح با آن روبرو هستند، هزينه آهنگ‌سازی و خريد شعر است چراكه اگر گروه‌ها بخواهند از كارهای تقليدی دور شده و به انتخاب شعر و ساخت آهنگ بپردازند، متحمل هزينه گزافی می‌شوند كه برخی از گروه‌ها از عهده آن بر نمی‌آيند.

وی همچنين درباره استقبال جامعه قرآنی از تواشيح تصريح كرد: جامعه قرآنی ديدگاه مثبتی نسبت به تواشيح داشته و از آن استقبال می‌كنند، چنانكه هم اكنون در اغلب محافل قرآنی، اجرای تواشيح جزء لاينفك برنامه شده است.

 مدير گروه تواشيح ميعاد:
تواشيح را يك فرهنگ وارداتی نمی‌دانم و معتقدم كه اگر درست از تواشيح استفاده كنيم، خواهيم توانست از آن در جهت اهداف خود از جمله معرفی شخصيت و سيره اهل بيت‌(ع) به جامعه بهره بگيريم، البته با اين شرط كه با مطالعه و به صورت دقيق و علمی در اين زمنيه كار كنيم

كوشمقانی در پاسخ به اين سؤال كه «آيا از تواشيح می‌توان برای معرفی بيشتر سيره اهل بيت‌(ع) به جامعه استفاده كرد، گفت: تواشيح را يك فرهنگ وارداتی نمی‌دانم و معتقدم كه اگر درست از تواشيح استفاده كنيم، خواهيم توانست از آن در جهت اهداف خود از جمله معرفی شخصيت و سيره اهل بيت‌(ع) به جامعه بهره بگيريم، البته با اين شرط كه با مطالعه و به صورت دقيق و علمی در اين زمينه كار كنيم.

وی در پايان درباره راه‌های تقويت تواشيح در كشور يادآورشد: رسانه‌ها نقش بسيار مهمی در اين زمينه دارند چراكه تواشيح در كشور ما يك اقدام خودجوش است كه توسط خود افراد ساماندهی و تشكيل می‌شود لذا تبليغات رسانه‌ای نقش مهمی در تقويت گروه‌های تواشيح خواهد داشت.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:21 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

گروه فعاليت‌های قرآنی: متأسفانه برخورد برخی از چهره‌های فرهنگی با تواشيح، بسياری از گرو‌های تواشيح جوان را بی‌انگيزه كرده است.

«‌محمد رضا پورزرگری» عضو گروه تواشيح قدر و قاری بين‌المللی در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، ضمن بيان اين مطلب افزود: متأسفانه در مقطعی برخوردها و جبهه گيری‌های برخی از چهره‌های فرهنگی كشور با تواشيح، باعث دلزد‌گی و دلسردی گروه‌های تواشيحی شد كه بعد از چند سال زحمت، رشد كرده و انگيزه پيدا كرده‌بودند. به همين جهت اين گروه‌ها نيز پس از چندی از رونق افتادند.

وی در ادامه به پيشينه كوتاهی از تشكيل گروه‌های تواشيح در كشور اشاره كرد و گفت: گروه‌های تواشيح به صورت جدی از حدود 17 تا 18 سال پيش در ايران تشكيل شد، البته از سال‌های بعد از انقلاب اسلامی برخی از قاريان به صورت محدود وارد هنرهای قرآنی شده و گروه‌‍‌های كوچك و غير فعالی راتشكيل داده بودند ولی از سال 68 بود كه گرو‌ه‌های تواشيح به صورت جدی فعاليت خود را آغاز كردند.

پورزرگری ادامه داد: در سال 68 به همت گروه قدر، تواشيح به صورت جدی در كشور شكل گرفت و چون يك كار جديد بود،‌ در محافل قرآنی و مذهبی مورد استقبال اقشار مختلف جامعه قرار گرفت.

 «‌محمد رضا پورزرگری»:
البته در سال‌های اوليه بيشتر كارها تقليدی از گرو‌های تواشيح مصر و سوريه بود، اما به هر حال اين فن شريف مورد توجه واقع شده و گروه‌های ديگری نيز به تدريج شكل گرفت

وی همچنين تصريح كرد: البته در سال‌های اوليه بيشتر كارها تقليدی از گرو‌های تواشيح مصر و سوريه بود اما به هر حال اين فن شريف مورد توجه واقع شده و گروه‌های ديگری نيز به تدريج شكل گرفت.

پورزرگری با اشاره به رشد تواشيح در سال‌های 68 تا 71 گفت: در اين سال‌ها، با شكل گيری گروه‌های جديد، رقابت بين گروه‌ها بيشتر شده و آنها سعی داشتند آثار پيشرفته‌تری را ارائه دهند.

وی اظهاركرد: اين رشد تا به آنجا رسيد كه حتی در سال 70 يا 71 مسابقات تواشيح نيز به همت حجت‌الاسلام «تجلی» توسط سازمان اوقاف و امور خيريه به صورت سراسری در كشور برگزار شد.

پورزرگری افزود: متأسفانه پس از آن به دليل جبهه‌گيری‌های برخی از افرد، گروه‌های تواشيحی كه با انگيزه وارد اين كار شده بودند، دلسرد شده و از رونق افتادند و در حال حاضر نيز فقط گروه‌هايی فعال هستند كه انگيزه بيشتری داشته و شناخته شده‌تر هستند.

عضو گروه تواشيح قدر گفت: در واقع اين گروه‌ها به دليل اينكه شناخته‌ شده‌تر هستند و از آنها برای شركت در محافل قرآنی دعوت می‌شود، هنوز فعال بوده و انگيزه خود را حفظ كرده‌اند.

وی در ادامه درباره توجه رسانه‌ها به تواشيح تصريح كرد: متأسفانه در صدا و سيما و شبكه‌های قرآنی به تواشيح به عنوان يك برنامه فرعی نگاه می‌شود.

پورزرگری در ادامه به برگزاری جلسه آموزشی با حضور يكی از استادان تواشيح مصری اشاره كرد و گفت: يك دوره كلاس آموزشی، يكی، دو سال پيش توسط يكی از استادان مصری برگزار شد كه اين كلاس‌ها برای گروه‌های تواشيح بسيار مفيد واقع شده و مورد استقبال قرار گرفت.

اين فعال قرآنی در ادامه به ضعف در آهنگ‌سازی‌ها در تواشيح اشاره كرد و افزود: متأسفانه ما هنوز در ساخت موسيقی عرب به خود اتكايی نرسيده‌ايم و استادان برجسته‌ای در اين زمينه نداريم لذا اغلب گرو‌ه‌ها، با تمام تلاشی كه می‌كنند هنوز از كارهای مصری و سوری الگو گيری می‌كنند چراكه گروه‌‌های ما هنوز به آن‌ درجه از آهنگ‌سازی نرسيده‌اند كه بتوانند خودشان اقدام به ساخت آهنگ‌های تواشيح كنند.

 عضو گروه تواشيح قدر:
متأسفانه ما هنوز در ساخت موسيقی عرب به خود اتكايی نرسيده‌ايم و استادان برجسته‌ای در اين زمينه نداريم، لذا اغلب گرو‌ه‌ها، با تمام تلاشی كه می‌كنند هنوز از كارهای مصری و سوری الگو گيری می‌كنند، چراكه گرو‌های ما هنوز به آن‌ درجه از آهنگ‌سازی نرسيده‌اند كه بتوانند خودشان اقدام به ساخت آهنگ‌های تواشيح كنند

وی يادآور شد: در حال حاضر اغلب آهنگ‌های تواشيح كه توسط خود گروه‌ها ساخته شده‌اند، رنگ و بوی فارسی دارند. البته وارد كردن زبان فارسی به تواشيح كه با توجيه مفهوم نبودن ابيات عربی انجام می‌شود، نيز اين موضوع را تشديد كرده و باعث شده آهنگ‌ها بيشتر فارسی بوده و در خور ابيات عربی نباشند.

اين فعال قرآنی گفت: در حالی‌كه نغمات عربی با فارسی بسيار متفاوت بوده و اگر قرار باشد ابيات عربی روی آهنگ فارسی خوانده شود، شكل زيبايی پيدا نمی‌كند.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:20 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

مذاهب اسلامی می‌توانند عقايد خود را ازطريق تواشيح به مردم منتقل كنند

گروه فعاليت‌های قرآنی: مذاهب اسلامی عقايد خود را می‌توانند از طريق تواشيح در قالب‌های حماسی، دعا، ابتهال و تبليغی به مردم منتقل كنند.

«احسان اشعری» مدير موسسه فرهنگی‌ـ‌پژوهشی خانه قرآن ولنجك تهران و عضو گروه تواشيح ياسين تهران در گفت وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، با بيان اين مطلب افزود: تواشيح توسط گروه‌های مختلف از صدر اسلام اجرا می‌‌شده و حتی خود پيامبراكرم (ص) اصحابشان را به‌خصوص درايام جنگ تشويق به اجرای تواشيح در قالب‌ سرودهای مذهبی‌ـ‌حماسی می كرده تا موجب تهييج و رشادت‌ مسمانان درجنگ با كفار شود.

وی در ادامه اظهار كرد: اگر به كتاب‌های شعر و متن‌های قديمی ايرانی يا به آيين‌ها و كتاب مذهبی زرتشتيان مراجعه كنيد، با اشعار مختلف و سرودهای مواجه می‌شويد و اين مطلب حكايت از اجرای تواشيح در گذشته‌های دور كشورمان دارد.

 «احسان اشعری»:
فرهنگ اسلامی با فرهنگ ايرانی تلفيق شده و در كشور ما نيز اگر به كتاب‌های اشعار و متن‌های قديمی ايرانی يا به آيين‌ها و كتاب مذهبی زرتشتيان مراجعه كنيد، با سرودهای مختلفی كه سرودهای مذهبی ناميده می‌شود و متاسفانه امروزه با اسم تواشيح و لزوماً با اشعار عربی در كشور اجرا می‌شود

مدير موسسه فرهنگی‌ـ‌پژوهشی خانه قرآن ولنجك تهران درباره تاريخچه تواشيح در جهان اسلام گفت: تواشيح يا سرودهای مذهبی در قالب و اشكال متفاوت نظير گروه‌های عارف‌ها و فرقه‌های مختلف(در گروه‌های تواشيح يكی از افراد مرشد و ديگر اعضاء گروه مريد وی بودند) وجود داشت و حتی در زندگی مولانا كه وی اشعاری را می‌خواندند و مريدانش تكرار می‌كردند و افرادی نيز برای تماشا و شنيدن اين اشعار در اين مجالس حاضر می‌شدند كه اين مجالس در آن زمان به حلقه ذكر معروف بود.

اشعری درباره جايگاه تواشيح يادآور شد: تواشيح از لحاظ جايگاه يك سرود مذهبی است حال هراسمی در قالب‌های مختلف روی اين موضوع بگذارند و برای اولين‌بار در كشور نيز با تقليد از گروه‌های تواشيح كشور‌های مصری و سوری اجرا شد و اوج فعاليت گروه‌های تواشيح اواخر دهه‌های 60 يا 70 بوده كه به زبان عربی با مضامين متعالی توسط گروه‌های «اسماء الحسنی» و «قدر» در كشور اجرا شده است.

وی در ادامه افزود: از اواخر دهه 60 نيز در مجالس و محافل مختلف قرآنی، اجرای تواشيح به‌خصوص از سوی مردم بسيار استقبال شد ولی امروزه با عميق‌تر و فهمی‌تر شدن ديدگاه‌های مردم، ذائقه آنها تغيير كرده و به مفهوم آن بيش از اجرای ظاهری آن توجه نشان می‌‌دهند بنابراين مردم به دنبال متوجه شدن مفاهيم اشعار تواشيح هستند.

اشعری يادآورشد: در سال‌های اخير مردم ديگر نمی‌توانستند با تواشيح مصرفی ارتباط برقرار كنند بنابراين درسال‌های اخير گروه‌های تواشيح برای حضور ، ايجاد كشش و جذب مردم به اين‌گونه برنامه‌ها اقدام به تلفيق اشعار فارسی با عربی كرده‌اند كه همين موضوع موجب موفقيت و تاثيرگذار بودن تواشيح در بين مردم شده است.

وی تاكيد كرد: پيام‌های مختلف را می‌توان توسط اين سرودهای مذهبی القاء و به راحتی به مردم منتقل كرد و اجرای تواشيح در قالب‌های مختلف می‌تواند فرصت بسيار مناسبی برای گسترش و توسعه فرهنگ قرآنی درجامعه خصوصاً بين اقشار جوان و نوجوان باشد.

اشعری درباره ميزان توفيق تواشيح در جامعه قرآنی گفت:‌ درخواست مسئولان و مردم برای اجرای تواشيح در محافل قرآنی نشان از اقبال آن است بنابراين برای تاثير بهينه، القاء و انتقال پيام، بايد اين سرودهای مذهبی دارای محتوای غنی، بهره‌گيری از دستگاه موسيقی متناسب و اشعار درست به‌طور جدی با تلفيق زبان‌های فارسی و عربی اجرا شود به‌طوری كه مخاطب و مستمع را با پيام‌های موثر آن درگير كرد.

  مدير موسسه فرهنگی‌ـ‌پژوهشی خانه قرآن ولنجك تهران:
درخواست مسئولان و مردم برای اجرای تواشيح در محافل قرآنی نشان از اقبال آن است بنابراين برای تاثير بهينه، القاء و انتقال پيام، بايد اين سرودهای مذهبی دارای محتوای غنی، بهره‌گيری از دستگاه موسيقی متناسب و اشعار درست به‌طور جدی با تلفيق زبان‌های فارسی و عربی اجرا شود به‌طوری كه مخاطب و مستمع را با پيام‌های موثر آن درگير شود

وی درباره عدم حضور در مسابقات بين‌المللی اظهار كرد: تا زمانی كه اجرای تواشيح‌های كشور دارای استاندارهای جهانی نشود انتظار حضور آنها را در مسابقات بين‌المللی نبايد داشت و ناتوانايی گروه‌ها دراجرای تواشيح به زبان‌های مختلف و انتقال پيام‌های خود به مردم در مذاهب مختلف از موارد خلاء حضور آنها در كشورهای مختلف است.

اشعری يادآورشد: در كشور بالغ بر 50 كتاب شعر داريم كه می‌توان با استفاده از اشعار پرمحتوای اين كتاب‌ها با كمك موسيقيدانان ، هنرمندان و مسئولان، تواشيح را با شيوه‌های مناسب و استانداردهای بالا اجرا كرد و گروه‌های تواشيح را بايد از گروه‌های سنی نوجوانان و جوانان در مقاطع تحصيلی راهنمايی و دبيرستان انتخاب و تعليم داد تا افراد به‌صورت حرفه‌ای‌تر در فرصتی كافی مورد تعليم و تربيت قرار گيرند.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:18 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

گروه فعاليت‌های قرآنی: به علت عدم حمايت از گروه‌های تواشيح در كشور، اين رشته روند نزولی داشته و عده‌ای از گروه‌ها نيز از هم پاشيده شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، «محمدنژاد» مسئول گروه تواشيح نورالزهرا(س) با بيان اين مطلب گفت: تواشيح هميشه زيبا، مؤثر و مورد توجه مردم بوده و می‌تواند جوانان را به سوی خود جذب كند.

 مسؤول گروه تواشيح نورالزهرا(س):
گروه‌های تواشيح به طور حقيقی مورد حمايت واقع نشده‌اند حتی آقای « قرائتی»، به طور علنی اعلام كرد كه تواشيح را بايد جمع كنند؛ ايشان معتقد است چون متن تواشيح عربی است و مردم مفهوم آن را متوجه نمی‌شوند تأثيرگذار نيست

وی افزود: در ابتدای ورود تواشيح به كشور و در زمانی كه گروه‌هايی مانند «ثقلين» كار می‌كردند پيشرفت خوبی را شاهد بوديم اما اخيرا گروه «طه» فعال‌تر از سايرين است.

محمدنژاد اظهار كرد: گروه‌ها برای تمرين نياز به يك‌سری امكانات و ابزار مانند دياپازن‌های الكترونيكی يا كت و شلوار برای يك‌دست شدن دارند اما كمتر مورد حمايت قرار می‌گيرند؛ الان گروه‌هايی را می‌شناسم كه به دليل نبودن اسپانسر(حامی) از هم پاشيده است.

وی يادآورشد: گروه‌های تواشيح به طور حقيقی مورد حمايت واقع نشده‌اند حتی حجت الاسلام «قرائتی» به طور علنی اعلام كرد كه تواشيح را بايد جمع كنند؛ ايشان معتقد است چون متن تواشيح عربی است و مردم مفهوم آن را متوجه نمی‌شوند، تأثيرگذار نيست البته در سال‌های اخير گروه‌های تواشيح متن فارسی را هم به اجرا‌های خود اضافه كرده‌اند كه وضعيت بهتری ايجاد كرده است.

مسئول گروه تواشيح نورالزهرا(س) در پاسخ به اين سؤال كه چه تفاوتی ميان دو واژه تواشيح و مديحه‌سرايی وجود دارد، گفت: تواشيح يك واژه عربی و معادل فارسی آن مديحه سرايی است؛ مديحه‌ای كه در وصف پيامبر(ص)، ائمه اطهار(ع) و يا خداوند تبارك تعالی سروده شده در مجموع هيچ فرقی ميان اين واژه‌ها نيست؛ از اين رو به آن مديجه گفتند تا هم معادل فارسی تواشيح را به كار برند و هم متن فارسی به آن اضافه شود.

وی با اشاره به پيشتازی مصر در زمينه تواشيح، افزود: در مصر كسانی مثل «طه‌الفشنی » و يا استاد «نقشبندی» گروه تواشيح تشكيل دادند؛ استاد نقشبندی، اولين كسی است كه تواشيح را با موزيك اجرا كرده است البته نصرالدين طوبی و استاد محمدطوخی هم جزء اين‌ها هستند كسانی كه هم مبتهل بودند و هم گروه تواشيح داشتند.

محمدنژاد تصريح كرد: كشور ما بعد از انقلاب، سكان تواشيح را به دست گرفت و در ابتدا هم خيلی خوب كار كردند؛ استاد اربابی، قره‌شيخ‌لو، عباس سليمی و .. اولين گروه تواشيح بعد از انقلاب را تشكيل دادند و اجرای برنامه كردند.

وی افزود: تواشيح از ابتدا تاكنون روند نزولی داشته است؛ وقتی از مصر به سوريه رسيد از حالت اوليه و بدون آهنگ خارج شد؛ در سوريه الحان شرقی به آن‌ها اضافه شد و از آن جذابيتی كه داشت خارج شد به طور مثال «بيات لامی» (نوعی نغمه) به آن اضافه شد كه اصلا در مصر وجود نداشت و حزن و جذابيت تواشيح مصری‌ها را هم نداشت.

 مصر؛ پيشتاز در تواشيح
در مصر كسانی مثل «طه‌الفشنی » و يا استاد «نقشبندی» گروه تواشيح تشكيل دادند؛ استاد نقشبندی، اولين كسی است كه تواشيح را با موزيك اجرا كرده است البته نصرالدين طوبی و استاد محمدطوخی هم جزء اين‌ها هستند كسانی كه هم مبتهل بودند و هم گروه تواشيح داشتند

محمدنژاد اظهار كرد: در كشور ما فقط روی موارد هارمونيك كار می‌شود و تنها قدرت صدا را در اجرا نشان می‌دهند و از لحاظ تكنيكی ابداع و نوآوری در آن خيلی كم است.

وی افزود: افراد اندكی مانند آقای دغاغله وجود دارند كه بتوانند آهنگ موزونی را روی متن‌‌ها بگذارند، عده‌ای متن‌ها را به شكل ساده و هارمونيك اجرا می‌كنند و كار فنی گسترده‌ای در اين زمينه انجام نمی‌شود، همچنين از لحاظ محتوا نيز بعضی مواقع شاهديم روی متن‌های ساده و كم محتوا سرمايه گذاری می‌كنند.

مسئول گروه تواشيح نورالزهرا(س) گفت: آقايانی كه عضو گروه تواشيح هستند بايد با متنی كه می‌خواهند اجرا كنند، آشنايی داشته باشند گاهی بعضی از اعضای تواشيح معنی متنی را كه اجرا می كنند،) نمی‌دانند؛ اين افراد بايد با متن آشنا باشند تا بتوانند معنی را به مخاطبان القا كنند.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:16 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

تواشيح در كشور ما از مسير خود خارج شده است

گروه فعاليت‌های قرآنی: تواشيح قالب‌های شناخته شده‌ای دارد كه اين قالب‌ها همه برگرفته شده از كشورهای عربی هستند و متأسفانه در كشور ما با روی آوردن به سبك‌های غلط از مسير خود خارج شده است.

1 غلامرضا شاه ميوه، داور بين المللی و سرپرست گروه تواشيح كوثر

غلامرضا شاه ميوه، داور بين المللی و سرپرست گروه تواشيح كوثر با بيان اين مطلب به خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) گفت: متأسفانه در كشور تعدادی از گروه‌های تواشيح خوانی با استفاده از آهنگ‌های ترانه‌های عربی و آميزش آن با تواشيح موجب شده‌اند تا اين بحث از مسير اصلی خود خارج شود. اين حركت علاوه بر اينكه اصالت تواشيح خوانی را زير سؤال می‌برد، بلكه از نظر علما نيز گناه محسوب می‌شود. تواشيح يك هم‌خوانی مذهبی است و استفاده كردن از آهنگ‌های عربی كار بسيار ناشايستی است.

وی ادامه داد: در حال حاضر كشورهايی چون سوريه، اردن، مصر و تعدادی از كشورهای فعال افريقا هنوز همان اصالت تواشيح را حفظ كرده‌اند و ما با تأسی گرفتن از سبك اين كشورها دوباره به مسير اصلی تواشيح برمی‌گرديم.

تنها حامی تواشيح خوانی مقام معظم رهبری است. ايشان علاقه خاصی به تواشيح دارند و خواستار گسترش فرهنگ تواشيح خوانی در كشور هستند. اگر حمايت‌های رهبری نبود به طور يقين وضعيت تواشيح مشخص نبود

سرپرست گروه كوثر در ادامه مهم‌ترين معضل تواشيح را نبود متوالی دانست و گفت: بزرگ‌ترين معضلی كه تواشيح با آن روبه‌رو است نبود يك سازمان يا مركز به عنوان متولی است. هيچ سازمانی و يا مركزی نظارت بر تواشيح خوانی ندارد و هيچ مسابقاتی در اين زمينه برگزار نمی‌شود.

شاه ميوه افزود: تنها حامی تواشيح خوانی مقام معظم رهبری است. ايشان علاقه خاصی به تواشيح دارند و خواستار گسترش فرهنگ تواشيح خوانی در كشور هستند. اگر حمايت‌های رهبری نبود به طور يقين وضعيت تواشيح مشخص نبود.

وی يادآورشد: بسياری از قاريان بزرگ دنيا از كسانی بودند كه در گروه‌های تواشيح حضور داشتند. افرادی چون طوسی، پورزرگری و خاكی زمانی در گروه‌های تواشيح به اجرای برنامه می‌پرداختند و در حال حاضر به عنوان قاريان ممتاز بين‌المللی انتخاب شده‌اند.

وی افزود: همين كه بسياری از افرادی موفق در رشته قرائت قرآن به گروه‌های تواشيح ملحق می‌شوند نشان ‌دهنده موفقيت اين مسير است.

شاه ميوه در پايان گفت: تواشيح ذكر است. مسئولان بايد برنامه‌ای را طرح ريزی كنند تا جوانان به جای اينكه به سراغ كلاس‌های مبتذل موسيقی بروند به مراكز و محافل قرآنی و يا به گروه‌های تواشيح جذب شوند.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:14 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

گروه‌های تواشيح حمايت نمی‌شوند

گروه فعاليت‌های قرآنی: به علت عدم حمايت از گروه‌های تواشيح در كشور، اين رشته روند نزولی داشته و عده‌ای از گروه‌ها نيز از هم پاشيده شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، «محمدنژاد» مسئول گروه تواشيح نورالزهرا(س) با بيان اين مطلب گفت: تواشيح هميشه زيبا، مؤثر و مورد توجه مردم بوده و می‌تواند جوانان را به سوی خود جذب كند.

 مسؤول گروه تواشيح نورالزهرا(س):
گروه‌های تواشيح به طور حقيقی مورد حمايت واقع نشده‌اند حتی آقای « قرائتی»، به طور علنی اعلام كرد كه تواشيح را بايد جمع كنند؛ ايشان معتقد است چون متن تواشيح عربی است و مردم مفهوم آن را متوجه نمی‌شوند تأثيرگذار نيست

وی افزود: در ابتدای ورود تواشيح به كشور و در زمانی كه گروه‌هايی مانند «ثقلين» كار می‌كردند پيشرفت خوبی را شاهد بوديم اما اخيرا گروه «طه» فعال‌تر از سايرين است.

محمدنژاد اظهار كرد: گروه‌ها برای تمرين نياز به يك‌سری امكانات و ابزار مانند دياپازن‌های الكترونيكی يا كت و شلوار برای يك‌دست شدن دارند اما كمتر مورد حمايت قرار می‌گيرند؛ الان گروه‌هايی را می‌شناسم كه به دليل نبودن اسپانسر(حامی) از هم پاشيده است.

وی يادآورشد: گروه‌های تواشيح به طور حقيقی مورد حمايت واقع نشده‌اند حتی حجت الاسلام «قرائتی» به طور علنی اعلام كرد كه تواشيح را بايد جمع كنند؛ ايشان معتقد است چون متن تواشيح عربی است و مردم مفهوم آن را متوجه نمی‌شوند، تأثيرگذار نيست البته در سال‌های اخير گروه‌های تواشيح متن فارسی را هم به اجرا‌های خود اضافه كرده‌اند كه وضعيت بهتری ايجاد كرده است.

مسئول گروه تواشيح نورالزهرا(س) در پاسخ به اين سؤال كه چه تفاوتی ميان دو واژه تواشيح و مديحه‌سرايی وجود دارد، گفت: تواشيح يك واژه عربی و معادل فارسی آن مديحه سرايی است؛ مديحه‌ای كه در وصف پيامبر(ص)، ائمه اطهار(ع) و يا خداوند تبارك تعالی سروده شده در مجموع هيچ فرقی ميان اين واژه‌ها نيست؛ از اين رو به آن مديجه گفتند تا هم معادل فارسی تواشيح را به كار برند و هم متن فارسی به آن اضافه شود.

وی با اشاره به پيشتازی مصر در زمينه تواشيح، افزود: در مصر كسانی مثل «طه‌الفشنی » و يا استاد «نقشبندی» گروه تواشيح تشكيل دادند؛ استاد نقشبندی، اولين كسی است كه تواشيح را با موزيك اجرا كرده است البته نصرالدين طوبی و استاد محمدطوخی هم جزء اين‌ها هستند كسانی كه هم مبتهل بودند و هم گروه تواشيح داشتند.

محمدنژاد تصريح كرد: كشور ما بعد از انقلاب، سكان تواشيح را به دست گرفت و در ابتدا هم خيلی خوب كار كردند؛ استاد اربابی، قره‌شيخ‌لو، عباس سليمی و .. اولين گروه تواشيح بعد از انقلاب را تشكيل دادند و اجرای برنامه كردند.

وی افزود: تواشيح از ابتدا تاكنون روند نزولی داشته است؛ وقتی از مصر به سوريه رسيد از حالت اوليه و بدون آهنگ خارج شد؛ در سوريه الحان شرقی به آن‌ها اضافه شد و از آن جذابيتی كه داشت خارج شد به طور مثال «بيات لامی» (نوعی نغمه) به آن اضافه شد كه اصلا در مصر وجود نداشت و حزن و جذابيت تواشيح مصری‌ها را هم نداشت.

 مصر؛ پيشتاز در تواشيح
در مصر كسانی مثل «طه‌الفشنی » و يا استاد «نقشبندی» گروه تواشيح تشكيل دادند؛ استاد نقشبندی، اولين كسی است كه تواشيح را با موزيك اجرا كرده است البته نصرالدين طوبی و استاد محمدطوخی هم جزء اين‌ها هستند كسانی كه هم مبتهل بودند و هم گروه تواشيح داشتند

محمدنژاد اظهار كرد: در كشور ما فقط روی موارد هارمونيك كار می‌شود و تنها قدرت صدا را در اجرا نشان می‌دهند و از لحاظ تكنيكی ابداع و نوآوری در آن خيلی كم است.

وی افزود: افراد اندكی مانند آقای دغاغله وجود دارند كه بتوانند آهنگ موزونی را روی متن‌‌ها بگذارند، عده‌ای متن‌ها را به شكل ساده و هارمونيك اجرا می‌كنند و كار فنی گسترده‌ای در اين زمينه انجام نمی‌شود، همچنين از لحاظ محتوا نيز بعضی مواقع شاهديم روی متن‌های ساده و كم محتوا سرمايه گذاری می‌كنند.

مسئول گروه تواشيح نورالزهرا(س) گفت: آقايانی كه عضو گروه تواشيح هستند بايد با متنی كه می‌خواهند اجرا كنند، آشنايی داشته باشند گاهی بعضی از اعضای تواشيح معنی متنی را كه اجرا می كنند،) نمی‌دانند؛ اين افراد بايد با متن آشنا باشند تا بتوانند معنی را به مخاطبان القا كنند.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 4:10 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]


تاريخ دانش شرق ‏شناسى عموما با تحريفها، كتمان حقايق و نوعى بى ‏انصافى همراه بوده است. اما در اين ميان گاهى برخى چهره ‏هاى شاخص شرق‏ شناسى، در مواجهه با منطق مستحكم برخى انديشه ‏هاى شرقى، شيفته آنها شده، به آن گرايش و ميل باطنى و ايمان قلبى يافته ‏اند. مرحوم پرفسور "هانرى كربن‏"، ايران شناس مشهور فرانسوى از جمله اروپاييانى است كه در دوران زندگى علمى خود، در پى گذر از انديشه ‏هاى وجود شناختى انديشورانى همچون "هايدگر" و "ادموند هوسرل‏"، با حكمت‏ شرقى شيعى آشنايى حاصل كرده و به دنبال مطالعات چندين ساله، به وجود مبارك امام‏عصر، عجل ‏الله تعالى ‏فرجه ‏الشريف، و معنويت ‏بى ‏بديل ساير ائمه شيعه، عليهم‏السلام، تمايل قلبى، و يقين عينى و عقلانى يافته است. در اين گفتار كوتاه بر آنيم تا با مرورى سريع در برخى آثار او، ميزان عشق و علاقه او را به آن امام همام مورد بررسى قرار دهيم. پيش از ورود به محور اصلى بحث در اين نوشتار، يادآور مى شوم كه در چند سال گذشته و در پى انتشار يادنامه ‏اى از كربن - از سوى يكى از شاگردان او در ايران و اروپا - برخى از انديشمندان داخلى نسبت ‏به اين خاور شناس منصف اروپايى از در بى انصافى وارد شده و مع ‏الاسف پاره‏اى اشتباهات وى را در آثارى كه از خود به جا گذارده، بهانه حمله شديد به او قرار داده‏اند. غافل از اينكه صرف توجه كربن به مساله وجود امام عصر و تحليل شايسته او از وجه معنوى غيبت و ظهور آن امام همام، فى نفسه داراى آثار ارزشمندى بوده كه از چشم اين گروه منتقدان به دور مانده است. فى المثل در حالى كه در همين سال گذشته برخى روشنفكران غربگراى بومى، مفهوم ولايت ‏باطنى و هدايت تكوينى ائمه اطهار، عليهم‏السلام، را زير سؤال برده، يا عنوان انسان كامل و قطب عالم امكان را براى حضرت قائم، عليه ‏الصلوة ‏و السلام، حاصل سرقت ادبى شيعيان از عارفان اهل سنت قلمداد كرده ‏اند!! پرفسور كربن در كتاب تاريخ فلسفه اسلامى خود كه قريب سى و اندى سال پيش به رشته تحرير در آمده است، با ارائه تحليلى تاريخي، نحوه انتقال مفاهيم عرفانى را از لسان ائمه اطهار به آثار عرفانى اهل سنت مورد بررسى قرار داده و ثبوت نقش وساطت فيض را براى وجود مقدس امام غايب به اثبات مي‏رساند. مرحوم علامه سيدمحمدحسين طباطبايي، رضوان‏ الله تعالي‏ عليه، در مقدمه كتاب خود با عنوان "ظهور شيعه‏" كه در واقع متن گفتگوها و مكاتبات ايشان با پرفسور هانرى كربن است‏به همين حساسيت ويژه كربن به حقايق مذهب تشيع اشاره كرده و ضمن ارايه متن گفتگوهاى خود با او از اين نكته ياد مى ‏كند كه: در اين مجلس آقاى دكتر كربن، مذاكره را ادامه داده و گفتند كه امسال موقعى كه اروپا بودم، در "ژنو" كنفرانسى در موضوع "امام منتظر" به عقيده شيعه دادم و اين مطلب براى انديشمندان اروپايى كه حضور داشتند كاملا تازگى داشت. كربن خود در يكى از پرسشهايى كه از محضر مرحوم علامه به عمل آورده به همين حقيقت ‏براى بار ديگر اشاره كرده است. او خطاب به علامه مي‏ نگارد: مطلب اساسى تصور امام غايب، چه اثرى در تفكر فلسفى و اخلاق و روى هم رفته تمام زندگى معنوى شيعيان دارد؟ آيا با تعمق جديدى در اين تصور اساسي، مذهب تشيع نمي ‏تواند در دنياى امروزه يك غذاى جديد روحى براى احياى فلسفه و مبدا نيرويى براى زندگى معنوى و اخلاق ببخشد. نيرويى كه تا كنون در تقدير مانده است؟ به اعتقاد كربن در كتاب ارزشمند "تاريخ فلسفه اسلامى‏" بى شك فكر شيعه از آغاز كار فلسفه ‏اى را تقويت كرد كه از سنخ فلسفه نبوى بود و با دين نبوى انطباق كامل داشت. كربن بدرستى اين نكته را مورد توجه قرار داده كه فلسفه نبوى اصولا فلسفه‏ اى مربوط به آخرالزمان است. به گفته او فلسفه نبوى مستلزم انديشه‏اى است كه نه به وسيله سابقه تاريخى محصور مى شود، نه با كلمات و الفاظى كه با تعليم و در قالب عقايد جزمى و تغيير ناپذير محصور باشد محدود مي‏ گردد و نه در افقى كه منابع و قوانين و منطق استدلالى آن افق را حد بندى كند مشخص مي‏شود. آري! فكر شيعه متوجه "انتظار" است، اما انتظار نه از طريق ظهور شريعتى نو، بلكه از راه تجلاى كامل كليه معنى پنهانى يا معنى روحانى منزلات آسماني. انتظار اين ظهور، در انتظار، "امام غايب‏" (امام زمان) ممثل شده است. به عقيده كربن مفهوم ولايت در اين دوران طولانى انتظار، على الاصول همان هدايت ارشادى امام است كه "اسرار" اصول عقايد را مي‏آموزد. اين مفهوم از سويى شامل مفهوم معرفت است و از سوى ديگر واجد معنى محبت; يعنى معرفتى كه فى نفسه متمركز و نيرومند است. اگر اين گفته كربن را بپذيريم، تشيع از اين زاويه ديد همان عرفان اسلام است. كربن در بخشهاى مختلف آثار خود بارها بر اين نكته تاكيد دارد كه اين مسائل، در اساس علم "كلام‏"اهل سنت مورد بحث قرار نگرفته، چرا كه از حيطه قدرت آن بالاتر بوده است. كربن بر خلاف بسيارى از انديشمندان معاصر كه مفهوم انسان كامل يا ولايت، قطب و قطب الاقطاب را زاييده انديشه عارفانى همچون محى الدين عربى (ابن عربي) مي‏دانند، بر اين عقيده پا مي‏فشارد كه اگر از تفسير حقوقى يا فقهى محض شريعت پا را فراتر بگذاريم و به نوعى معراج باطنى كه اساس تفكر شيعه است قائل شويم، گويى تشيع و تصوف دو نام براى يك حقيقتند. كربن در رساله‏ اى خطاب به مرحوم علامه طباطبايي، رضوان‏ الله تعالي‏ عليه، به اين نكته اشاره دارد كه : فريدالدين عطار، در حالى كه هنوز سنى بوده، تذكرة الاولياء خود را با شرح حال امام پنجم يعنى حضرت باقر، عليه‏السلام، شروع كرده است. همچنان كه در كتاب "تاريخ فلسفه اسلامي‏" مي ‏نويسد: در حقيقت از آغاز اسلام، صوفيان شيعى مذهب بودند: در گروه كوفه، شيعه‏اى به نام عبدك، نخستين كسى بود كه صوفى خوانده شد. بنا به تحقيقات عميق كربن درباره سخنان ائمه، عليهم‏السلام، - بويژه خطبه‏ هاى توحيدى نهج ‏البلاغه و جوامع روايى شيعه - مفهوم ولايت اصولا از طرف خود امامان شكل گرفته و مبانى نظرى عرفان از سوى ائمه، عليهم‏السلام، فى الجمله مورد قبول بوده است. از اين نظر وقتى صفحات كتاب ابن عربى را مطالعه مي‏كنيم، مطالبى مي‏بينيم كه گويى يك مؤلف شيعى مذهب نوشته است. كربن مي‏نويسد: همچنان كه مفهوم "ولايت‏" از شيعيان است، همچنان نيز ترديدى نيست كه در تصوف، اساس مفاهيم "قطب‏" و "قطب الاقطاب‏" از شيعيان مي‏باشد. بنابراين ملامتهايى كه از سوى ائمه شيعه نسب به غير شيعيان و صوفيان اهل سنت وارد شده است، در واقع اعتراضى است ‏به غصب مقام ولايت و نقش شيخ كه نقش امام غائب را، "غصبا" تصرف كرده و نيز اعتراضى است‏به شيفتگى به لامذهبى كه كاهلى جاهلانه و فسق و هرزگى اخلاقى را تاييد مي‏كرده است. كربن در بخشى از كتاب‏تاريخ فلسفه اسلامى خود ضمن نقل روايتى مشهور از نبى مكرم اسلام، صلى ‏الله ‏عليه ‏و آله،كه در آن آمده است: اگر تنها يك روز به پايان جهان باقى مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانى خواهد كرد تا مردى از ذريه من كه نامش نام من و كنيه ‏اش كنيه من خواهد بود ظهور كند. او زمين را از هماهنگى و عدل پر خواهد ساخت، چنانكه تا آن هنگام از خشونت و جور پر شده است. به تفسير اين روايت پرداخته و مي‏نويسد: روزى كه چنين طولانى خواهد شد، زمان غيبت است و اين حديث صريح، طنين خود را در همه قرون و در تمام مراتب شعور و ضمير شيعه منعكس ساخته است. كربن با باور به اين اعتقاد كه اين ظهور، واقعيت و پيروزى تاويل; يعنى حقيقت دين را آشكار خواهد كرد و به نوع بشر مجال خواهد داد تا وحدت و يگانگى خود را به دست آورد، بر اين نكته تاكيد دارد كه ظهور امام، مستلزم قلب ماهيت دل مردمان است و كمال روز افزون اين ظهور به ايمان پيروان امام وابسته و راه آن چگونگى عمل آنان مي‏باشد. البته انتقادى كه به كربن وارد است، غفلتى است كه از وجه مسلحانه و قيام بالسيف حضرت حجت از خود نشان داده است. ليكن اين حقيقت مورد اشاره او را هم نمى‏توان انكار كرد كه: "جلوه يا عدم جلوه امام بر اشخاص، به شايستگى آنان بستگى دارد." كربن در تحليلى جالب توجه مي‏نويسد: جلوه ظهور او بر مردم، همان مفهوم تهذيب و تجديد عالم روحى آنان است و بالنتيجه همان مفهوم عميق انديشه‏اى است كه شيعه از غيبت و ظهور امام دارد. مردم شايستگى خود را براى ديدن امام از بين مي‏برند، آنگاه خود بين امام و خويشتن حجاب مي‏گردند، زيرا وسيله و آلت تجلى و مشاهده آن را; يعنى معرفتى را كه از راه قلب حاصل مي‏شود از دست مى دهند، يا آن را فلج ‏ساخته و از قدرت و كار مي‏اندازند. پس تا وقتى كه مردم مستعد شناسايى و معرفت امام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غايب هيچ معنى نخواهد داشت. اگر گفته كربن را بپذيريم ديگر ظهور امام واقعه‏اى نيست كه روزى ناگهان به وقوع بپيوندد، بلكه امرى است كه روز به روز در ضمير و وجدان شيعيان مؤمن رخ مى دهد. در اين حالت عقيده به عدم تحرك و مخالفت‏ با ترقى كه در اسلام تشريعى - يعنى فقه - غالبا مورد نكوهش قرار گرفته است در هم مى شكند و معتقدان به آن امام همام، در جنبش صعودى دوره ولايت كشيده مي‏شوند. در واقع كربن ظهور امام ، عليه‏السلام ، را به معرفت قلبى شيعيان منوط مى داند. معرفتى كه از نوع معرفت ‏شهودى و باطنى است. همو در جاى ديگر - رساله عالم مثال - به نوعى ديگر به همين حقيقت اشاره دارد. موضوع بحث كربن در رساله "عالم مثال‏" جهان واسطه‏ اى است كه مابين عالم مجردات تام و نفوس متعلق به ماده قرار مي‏گيرد. همان عالمى كه شهود عارفان و حكماى اشراق در آن عالم صورت مي‏گرفته است. او از جمله مي‏نويسد: حكايات سهروردى و قصص موجود در سنت ‏شيعى كه حكايت نيل به "سرزمين امام غائب‏" را باز مي‏گويد، هيچ يك خيال واهي، غير واقعى و تمثيلى نيستند ; زيرا اقليم هشتم يا ناكجاآباد، همان چيزى نيست كه ما معمولا "اوتوپيا" مي‏ناميم. اقليم هشتم به مثابه عالمى است كه از حيطه كنترل و نظارت تجربى علوم [جديد] خارج است. عالمى فرا حسى است كه تنها به مدد ادراك مخيل مي‏توان آن را درك كرد و حوادثى را كه در آنجا به وقوع مي‏پيوندد، صرفا به يارى آگاهى مخيل مي‏توان تجزيه نمود. اجازه دهيد بار ديگر به اين نكته تاكيد كنم كه مراد از خيال در اينجا همان اصطلاح رايج در زبان امروزى ما نيست، بلكه، مقصود، ديدار باطنى و خيال صادق است. پس به گفته كربن براى مشاهده امام غايب در دوران غيبت نيز مي‏بايد در افق وجودى امام غائب قرار گرفت. به عبارتى اين كلمات راز وجود ماوراى طبيعى امام غايب را در ذهن و آگاهى شيعيان بيان مي‏دارد; كسى كه در آن حال روحى نباشد، قادر به مشاهده او نخواهد بود. سهروردى در حكايت "عقل سرخ‏" خويش به همين نكته اشاره داشته و مقصود از جمله ‏اى كه در آغاز سخن از او نقل كرديم همين است: اگر خضر شوي، از كوه قاف آسان توانى گذشتن. كربن در بخش ديگرى از كتاب تاريخ فلسفه اسلامى، شيعيان را ميان دو حد محصور مي‏داند. حد اول همان "يوم الميثاق‏" يا "روز الست‏" است، كه حيات مادى بشر به آن مسبوق بوده و حد دوم ظهور امام عصر، روحي‏فداه، است كه اينك در غيبت‏به سر مي‏برد: زمان فعلى كه به نام امام غائب است، زمان غيبت اوست. به همين جهت "زمان او"با رمز و علامتى ديگر مشخص مي‏شود و غير از آن زمانى است كه براى ما علامت و رمز تاريخ محسوب مي‏گردد. كربن ضمن تشبيه قيام حضرت قائم به رستاخيز صغرى به اين نكته اشاره مي‏كند كه پاره‏اى از نويسندگان شيعى - از جمله كاشانى و صدر آملى - امام دوازدهم يا امام منتظر را همان "فاراقليط‏" آمده در انجيل يوحنا مي‏دانند. كربن مي‏نويسد: سلطنت امام، مقدمه رستاخيز عظيم (قيامه القيامه) است. رستاخيز يا برخاستن مردگان "به قول شمس لاهيجى شرطى است كه مجال مي‏دهد تا هدف و ثمره وجود موجودات محقق گردد" به همين نسبت قيام عمومى حضرت حجت، مجال براى تحقق فلسفه وجودى بشر در حيات زمينى خود است. به عبارتى معاد شيعه همچون معاد زرتشتى كه حتي‏سلطه تصوير سائوشيان (سوشيانس) و اصحاب او قرار گرفته، تحت تاثير قائم و اصحاب او قرار دارد. در عين حال "اين تصور، انديشه قيامت صغري"، يعنى هجرت انفرادى را از انديشه "قيامت كبري‏" يعنى فرا رسيدن دهر جديد جدا نمي‏سازد. كربن در بخش ديگرى از نوشته‏هاى خود به بيان تفاوت عقيده مسيحيان به حضرت عيسى بن مريم، عليهماالسلام، پرداخته و پس از اذعان به اين نكته كه امامان همه نور و حقيقت واحدى هستند كه در دوازده شخص متمثل شده‏اند مي‏نويسد: وقتى نسبت لاهوت و ناسوت را در شخص امامان در نظر بگيريم، مي‏بينيم مساله به هيچ روى شبيه به اتحاد اقنومى در طبيعت نيست. امامان، ظهورات و تجليات الهى هستند. قاموس فنى زبان، كلمات (ظهور و مظهر) را پيوسته به مقابله با عمل آيينه باز مي‏گرداند. پس بدين گونه، امامان همچون ظهور الهي، بى هيچ كم و بيش "اسماء الله‏" مي‏باشند و به اين عنوان از دو مهلكه تشبيه و تعطيل مصونند. چنانكه در فحواى مقال نيز گفتيم، شايد مهمترين انتقاد به تحقيقات كربن، عدم توجه او به وجه اجتماعى ظهور حضرت حجت و قرار گرفتن دوران غيبت ميان دو حادثه بزرگ عاشورا و ظهور و قيام بالسيف مهدي، عليه ‏الصلوه‏ و السلام، است. اين درست است كه، قيام حضرت به مثابه پيروزى تاويل بر تنزيل و يا حقيقت‏بر شريعت است و رابطه شيعيان با امامشان رابطه‏اى نهانى و عاشقانه است، اما بى ترديد نمي ‏توان در كنار عروج عرفانى شيعيان كه كربن بدرستى از آن به عنوان يكى از شروط اساسى توفيق ديدار معصوم ياد مى ‏كند، از وجه اجتماعى و مبارزه فراگير آن امام با ظلم سياسي، اقتصادى و فرهنگى صاحبان زور و زر و تزوير چشم پوشيد و خروج عاشقانه امام شهيدان ابا عبدالله الحسين، عليه ‏الصلوه والسلام، را براى اصلاح اجتماعى امت جدش كه فرهنگى فاسد در كالبد آن دميده شده بود به فراموشى سپرد و از عنصر سياسى اين هر دو قيام صدر و ذيل اسلام چشم غفلت فرو پوشيد. سخن درباره گفته ‏هاى عالمانه هانرى كربن اندكى به درازا كشيد، گرچه نقل همه سخنان او در اين باره و در اين فرصت ميسر نشد. روحش به پاس كوششى كه در ترويج نام مقدس امام ‏المسلمين بقيه ‏الله ‏الاعظم، روحى و ارواح ‏العالمين له‏الفداء، از خود نشان‏ داده قرين رحمت ‏باد.آمين!

منابع:
1ـ طباطبايي، سيد محمد حسين، ظهور شيعه، انتشارات فقيه و كانون خدمات فرهنگى الست، 1360.
2ـ كربن، هانري، تاريخ فلسفه اسلامي، دكتر اسدالله مبشري، انتشارات اميركبير، 1361.
3ـ همان، عالم مثال، ترجمه سيد محمد آويني، فصلنامه نامه فرهنگ، شماره مسلسل 10 و 11، تابستان و پاييز 1372.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 3:48 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

با نگاهى گذرا به تاريخ جوامع بشرى، نقش دوران‏ساز و كليدى جوانان در غالب حركت‏هاى فرهنگى و اجتماعى و نيز نهضت‏هاى حياتبخش پيامبران الهى كاملا آشكار و روشن است. تجربه تاريخ بيانگر اين مهم است كه در هر حركتى از استعدادهاى فكرى و نهفته قشر جوان به صورت اصولى و صحيح بهره‏بردارى شده است، دستاوردهاى بسيار مهم و ارزشمندى به دست آمده است. در مقابل، زمانى كه هدايت و رهبرى گروه‏هاى جوان به دست افراد هوسران و قدرت‏طلب افتاده است، جنايات و تراژدى‏هاى بسيار دهشتناكى به وقوع پيوسته است. در حالى كه، در تفكر دينى بها دادن و شخصيت دادن و اهتمام به جوانان بسيار توصيه شده است .

براى روشن شدن اين حقيقت، سزاوار است، سيره و عملكرد يكى از انبياء الهى در اين زمينه، با بهره‏بردارى منفى رهبران مستبد از نيروهاى جوان در جنگ‏هاى جهانى اول و دوم مقايسه شود تا آن‏گاه پيامدهاى استفاده از ظرفيت‏هاى قشر جوان و نيز عدم استفاده و غفلت از آن آشكار گردد .

از اين‏نظر، وقتى مجموعه روايات مربوط به قيام حضرت مهدى (عج) را مطالعه مى‏كنيم، با اين حقيقت آشنا مى‏شويم كه زمينه‏سازان اصلى ظهور و اصحاب و ياران خاص آن حضرت در جريان تلاش براى تشكيل حكومت عدل جهانى، جوانان خواهند بود . به عنوان مثال، يكى از شخصيت‏هاى وارسته و شجاعى كه در آخرالزمان با هدف اصلاح وضع نابسامان جوامع اسلامى قيام خواهد كرد، فردى به نام «سيد حسنى‏» است. به روايت امام صادق‏عليه السلام حسنى يك جوان خوش‏چهره و نورانى است كه على‏رغم به دست آوردن قدرت و امكانات بسيار زياد، آن‏گاه كه از ظهور حضرت مهدى‏عليه السلام آگاه مى‏شود، خود را به همراه سپاهيانش به امام‏عليه السلام مى‏رساند و با آن حضرت بيعت مى‏كند. به يك روايت، امام زمان (عج) به وسيله ايشان براى مردم مكه چند روز پيش از قيام پيامى مى‏فرستند ...

گذشته از اين، وقتى حضرت على‏عليه السلام به مناسبتى از ياران و اصحاب امام عصر (عج) سخن مى‏گويند، در توصيف ويژگى‏هاى آنان اين چنين مى‏فرمايند : ياران قائم (عج) همه از ميان جوانان خواهند بود. سالخورده در بين آنها بسيار كم است و نسبت‏سالخوردگان بر جوانان در بين اصحاب آن‏حضرت همانند سرمه‏اى براى چشم و نمك براى غذاست و كمترين بخش غدا را نمك تشكيل مى‏دهد . (1)

اين امر، ناشى از اين است كه جوان به دليل داشتن فطرت پاك و صفاى باطن در درجه اول، از استعداد و ظرفيت‏بالاى درك و توان شناخت‏حقيقت‏برخوردار است . علاوه بر آن، به واسطه شجاعت و شهامت زيادى كه دارد زودتر پذيراى حقايق مى‏شود و در مقابل آنها لجاجت و سرسختى بى‏مورد به خرج نمى‏دهد .

اوصاف منتظران جوان
در خصوص ياران حضرت حجت (عج) ويژگى‏ها و اوصاف ذيل بيان شده است :

برخوردارى از علم و معرفت كامل و ايمان استوار، شهامت و شجاعت‏بى‏نظير، گذشت و فداكارى، شهادت‏طلبى، فروتنى و تواضع در اوج برخوردارى از قدرت و امكانات، حق‏مدارى، عشق به امام‏عليه السلام، تبعيت و پيروى كامل از رهنمودهاى حضرت حجتعج) و خيرخواهى به همنوعان و صفا و صميميت و . ...

وظايف منتظران جوان
در معارف دينى، وظايفى براى منتظران واقعى حضرت حجت‏عليه السلام بيان شده كه از طريق عمل به مجموعه‏اى از تكاليف افراد بتوانند از چنان شايستگى برخوردار شوند كه در زمره ياران واقعى آن‏حضرت درآمده و در حد توان و ظرفيت و به ميزان همت و تلاش افراد به فراهم شدن بستر مناسب براى ظهور منجى عالم بشريت كمك نمايند. گرچه مجموعه وظايف منتظران بسيار است اما در اين نوشته، تنها به ذكر چند مورد مهم، كه در شرايط كنونى جامعه اسلامى داراى اهميت است‏بسنده مى‏كنيم .

الف. شناخت امام زمان عليه السلام
يكى از مهم‏ترين و اساسى‏ترين اصولى كه از اركان اصلى مكتب تشيع محسوب مى‏شود، مساله امامت و آشنايى با امام هر عصر است. به اعتقاد شيعه، در هيچ برهه از زمان، زمين خالى از حجت و انسان بدون امام معصوم نخواهد بود. چرا كه هدايت و رهبرى صحيح و همه جانبه انسان بر اساس تعاليم الهى تنها از طريق پيروى از رهنمودها و روشنگرى‏هاى امامى ممكن است كه علاوه بر، آشنايى با سنت‏هاى حاكم بر نظام هستى، از تمامى مصالح بشر و حقايق تعليمات پيامبران الهى آگاه باشد. با توجه به اين حقيقت، يكى از وظايف مهم آحاد جامعه، به‏ويژه قشر جوان آن است كه در هر عصرى، نسبت‏به امام و حجت الهى موجود در آن زمان به گونه‏اى شناخت پيدا كنند كه بر تعاليم مسؤوليت‏هاى خود آگاهى پيدا كرده و بر اساس آن عمل نمايند. اهميت‏شناخت امام زمان (عج) در هر عصرى به گونه‏اى است كه در برخى روايات، عدم كسب معرفت لازم از امام هم‏رديف، بلكه مساوى با كفر و بى‏ايمانى شمرده شده است. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در همين زمينه مى‏فرمايند: «هركسى كه بميرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهليت از دنيا رفته است .» (2) و يا در يكى از ادعيه كه بر آن نيز بسيار سفارش شده است. به همين مساله اشاره شده است: پروردگارا حجت‏خودت را به من بشناسان چرا كه اگر حجتت را به من نشناسانى من از دين و آئينم گمراه مى‏شوم . (3) مضمون اين‏گونه روايات زمانى بهتر روشن خواهد شد كه به پيامدهاى مثبت و منفى يك جامعه، در اثر برخوردارى و عدم برخوردارى جامعه از امام و رهبرى شايسته توجه و دقت‏بيشترى شود. در طول تاريخ، چه بسيار بوده‏اند حركت‏ها و يا نهضت‏هاى عظيم مردمى كه به دليل فقدان رهبر شايسته با شكست مواجه شده‏اند و يا پس از پيروزى به جهت افتادن زمام امور در دست زمامداران بى‏كفايت‏به انحراف و اضمحلال كشيده شده‏اند ...

البته، كم و كيف شناخت امام‏عليه السلام با توجه به نياز و توانايى و ظرفيت افراد متفاوت است. مهم اين است كه اين شناخت‏به گونه‏اى باشد كه در صورت مواجه افراد با تهديدها و شبهه‏افكنى‏هاى دشمنان و بدخواهان، در تشخيص راه صحيح و شيوه درست از دچارشدن به گمراهى و انحراف آنها را نجات دهد. و گرنه شناخت كامل و همه جانبه حجت‏هاى الهى براى افراد عادى با توجه به محدوديت استعدادها و توانايى‏هاى فكرى غيرممكن است .

ب. پيروى از نائبان امام زمان عليه السلام
در دوره غيبت كبرى، فقهاى جامع‏الشرايط به نصب امام زمان‏عليه السلام مسؤوليت نمايندگى عام امام‏عليه السلام را در استمرار حركت‏حيات‏بخش امامت و پاسدارى از احكام و مقررات اسلامى برعهده دارند. بر اين اساس، يكى از وظايف افراد در عصر غيبت، پيروى از رهنمودهاى فقهاى عادل است. چرا كه فقها به دليل آشنايى با شيوه‏هاى صحيح استنباط احكام از منابع اصيل دينى، قادرند تا به پرسش‏هاى مختلف مردم در زمينه مسائل دينى پاسخ دهند. امام صادق‏عليه السلام در اشاره به چنين امر مهمى فرمودند: «فقها از سوى ما منصوب شده‏اند تا به سؤالات شما پاسخ دهند و شما نيز مؤظف هستيد در شرايطى كه به ما دسترسى نداريد به آنها مراجعه كنيد و بر اساس نظر آنان در چهارچوب احكام الهى عمل كنيد و هرگز حكم آنها را كه براساس موازين شرعى ارائه مى‏شود، رد ننماييد. چون رد نظر آنان، به منزله رد حكم و نظر ماست و رد نظر ما، به منزله رد نظر و حكم خداوند است .» (4)

در همين باره زمانى كه از حضرت مهدى (عج) سؤال كردند كه در دوران غيبت كبرى كه به شما دسترسى نداريم جواب احكام و مسائلى را كه با آنها مواجه مى‏شويم چگونه به دست آوريم؟ آن‏حضرت در پاسخ فرمودند: «در پيشامدها و حوادثى كه رخ مى‏دهد به آشنايان با احاديث ما (يعنى مجتهدان جامع‏الشرايط كه متخصصان متون دينى و احاديث اهل‏بيت‏عليهم السلام هستند) مراجعه كنيد و آنها حجت من براى شما و من حجت‏خدا بر آنان هستم .» (5) پس، برخلاف نظر نادرست‏برخى افراد ناآشنا به معارف اسلامى، مسلمانان در دوران غيبت كبرى بدون راهنما نمانده‏اند كه مجبور باشند با شيوه‏هاى ناصواب متكى به انديشه‏هاى ناقص بشرى و نظريه‏هاى غيرعلمى به حل مشكلات اقدام كنند و در نتيجه، گرفتار معضلات فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى فراوان گردند . بلكه در دورانى كه بنابر مصالحى امام معصوم‏عليه السلام در دسترس همگان نيست مردم موظف‏اند كه به فقهاى عالم و عادل مراجعه كنند و آنان نيز موظفند بدون كوتاهى و سهل‏انگارى بر اساس موازين شرعى از طريق مراجعه به آيات قرآن و روايات اهل‏بيت‏عليهم السلام به همه سؤالات و نيازهاى فكرى و اعتقادى و فقهى و فرهنگى و سياسى و... آنها پاسخ‏هاى مناسبى ارائه دهند .

ج. خودسازى و تهذيب نفس
اصلاح نفس و ترك گناهان و آراستن به فضايل اخلاقى در همه احوال ضرورت دارد. ولى خودسازى و اصلاح نفس در دوره غيبت، كه زمينه لغزش و انحراف و آلوده گشتن به رذايل اخلاقى بيشتر است، از اهميت زيادى برخوردار است .

امام صادق‏عليه السلام در اين زمينه مى‏فرمايند: «صاحب‏الامرعليه السلام غيبتى خواهد داشت اگر كسى در آن دوره بخواهد ديندار بماند، سخت در مشقت‏خواهد بود. بنده خالص خدا در آن شرايط بايد تقواى الهى پيشه كند و دو دستى به دين خود بچسبد .» (6)

به علاوه، چون فراهم شدن زمينه ظهور امام زمان‏عليه السلام از يك نظر وابسته به وجود افراد خودساخته و آراسته به فضايل اخلاقى است و جز از طريق تهذيب نفس و پيدا كردن پرورش اسلامى نمى‏توان در سلك ياران و زمينه‏سازان حضور آن حضرت قرار گرفت. بنابراين، يكى از وظايف افراد تلاش در راه خودسازى و تهذيب نفس است. بر اين اساس، امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايند: «من سره ان يكون من اصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق (7) ... هر كس دوست دارد از ياران حضرت قائم‏عليه السلام باشد بايد در انتظار ظهور آن حضرت باشد و در اين حال، به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد» و حتى در توقيعى كه امام زمان‏عليه السلام آن را به مرحوم شيخ مفيد نوشته‏اند چنين آمده است كه اعمال ناشايست و گناهانى كه از شيعيان سر مى‏زند، يكى از عوامل طولانى شدن دوره غيبت و محروميت آنها از ديدار امام‏عليه السلام است .

د. جامعه‏سازى
از آنجا كه يكى از شرايط مهم رشد ارزش‏ها و فراهم شدن زمينه حاكميت احكام الهى، اصلاح وضع عمومى جامعه است لذا در تعليمات روشنگرانه اسلام اهتمام به وضع جامعه و مبارزه با نارسايى‏هاى اجتماعى و فساد و كجروى‏ها از طريق امورى چون امر به معروف و نهى از منكر مورد تاكيد قرار گرفته است. به گونه‏اى كه حتى انسان‏هاى بى‏توجه به امور اجتماعى و مشكلات ساير مردم، خارج از زمره مسلمانان محسوب مى‏شود: «من اصبح ولايتهم بامورالمسلمين فليس بمسلم‏ » (8)

علاوه بر اين‏كه بر اساس روايات اهل‏بيت‏عليهم السلام تا آمادگى‏هاى لازم فكرى و فرهنگى و... در احاد جامعه براى پذيرش و يارى امام زمان‏عليه السلام پيدا نشود، ظهور حضرت محقق نخواهد شد. از سوى ديگر، تحصيل آمادگى‏هاى لازم نياز به بستر سالمى دارد كه افراد در سايه آن بتوانند به كسب مهارت‏ها و كمالات لازم بپردازند. اين بسترسازى مشروط به احساس مسؤوليت همگانى و مشاركت همه جانبه تك تك افراد در پاكسازى فضاى عمومى جامعه است كه براى انجام كامل و به موقع اين امر نيز مكانيزم‏هاى زيادى پيش‏بينى شده است كه مهمترين آنها، اقامه فريضه امر به معروف و نهى از منكر است. يعنى همه افراد جامعه اسلامى موظفند از طريق تحصيل آشنايى كامل با شرايط و احكام آن، به اصلاح نارسايى‏هاى اجتماعى و حفظ سلامت فضاى جامعه بپردازند تا از اين طريق، اولا: شرايط لازم براى ظهور آن حضرت فراهم گردد و ثانيا، امكان زندگى براساس احكام نورانى اسلام در دوره غيبت، ولو به ضرورت ناقص، بوجود آيد .

هـ . دعا براى تعجيل فرج
با توجه به نقش و جايگاه مهمى كه دعا در تفكر اسلامى دارد، اگر دعا با شرايط لازم انجام گيرد همچون ساير علل و عوامل موثر در نظام هستى، مى‏تواند در امور تكوينى تغيير ايجاد نمايد. در بخشى از روايات پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله و ائمه اطهارعليهم السلام توصيه شده است كه براى فرج امام زمان‏عليه السلام زياد دعا كنيد و از خود حضرت بقية‏الله (عج) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: «اكثروا الدعا بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم‏ » (9) براى تعجيل در فرج و ظهور، زياد دعا كنيد چرا كه اين‏كار موجب فرج و خوشحالى شماست .

بنابراين، از ديگر تكاليف عاشقان امام زمان (عج) درخواست تعجيل فرج آن حضرت است. البته، توجه به اين نكته نيز ضرورى است كه اولا، دعا زمانى به مرحله اجابت مى‏رسد كه دعا كننده شرايطى را در خود ايجاد نموده باشد كه دعاى او شرايط استجابت را داشته باشد. ثانيا، بايد توجه داشت كه دعا هرگز جاى عمل به وظايف ديگر را نمى‏گيرد بلكه دعا در صورتى مفيد است كه همراه با عمل به ساير تكاليف دينى باشد .

علاوه بر موارد فوق، پايدارى در راه ولايت اهل‏بيت‏عليهم السلام، استقامت در برابر مشكلات و نارسايى‏ها، كمك و مساعدت به همنوعان، تحصيل علم و به دست آوردن تخصص‏هاى لازم، احياء شعائر اسلامى و پاسدارى از ارزش‏هاى اصيل و... از جمله مسائلى هستند كه اهتمام به آنها سعادت و سلامت جامعه، به ويژه نسل جوان را تضمين مى‏كند .

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 3:46 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش

عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى

مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و

وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار  

 يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت

وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

دانلود دعاي ماه رجب با صداي محمد اصفهاني و حاج عباس سليمي

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 3:33 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]



دين زير بناي تربيت است . تربيت با معنا، تربيت انساني، تربيت مكتبي . اولين و قويترين واسطه ي قيام و اقدام
فرزند براي خودداري و خودسازي و براي به سازي وبراي كمال بخشي خود ايمان است.
براي قيامش اساس، ايمان است و براي اقدامش، نهاد، تقوي است. همين قيام و افدام ، معرّف وجود شخصيت در او است و بودن همين ايمان و تقوي بهترين نشانه ي صحت آن شخصيت است.
ايمان، متن جان آدمي را با باورهاي صحيح كه مي توانند هدف و غايت محسوب شوند و اعلام راه باشند در رابطه ي بصيرتي قرار مي دهد. و تقوي نظارت دائمي بر اجرا دارد، تا هرگز خلاف قاعده و عقل صورت نگيرد وحركت، هميشه درست باشد.
ايمان براي همه ي اميال آدمي و چيزهايي كه او را مي راند و مي دواند چشم است و چراغ است و فهم و راه و هدف و جهت است و يار است و معاضد است و مرشد. اما چشمي بصير، فهمي درست، هدفي لايق و جهتي انسانيتي و رسابه مطلوب . ايمان راطه اي از اعماق جان به حقايقي  كه آدميزاده را معنا مي دهد و رشاد و كمال مي بخشند. برقرار مي دارد. و سپس اين رابطه را چون رشته اي روشن و روشنگر، در مسير حيات نگاه مي دارد، تا همه ي توجهات آدمي را به خود جلب سازد. و يقيناً كه آدمي با ايمان و ضمانت تقوي ، هميشه در حركت است و حركتش، همواره مستقيم و مطمئن، و واصل به مقصد.

آنهمه كه توصيه كرده اند بر «تفكّر» ،

آنهمه كه ترغيب كرده اند بر «تلاوت قرآن»

و آنهمه كه گفته اند «خدا را بسيار ياد آور»

هيچ يك از اينها فقط براي «دانستن» نبوده و نيست،

بلكه براي «بر جان نشستن» است ؛

براي «دل پذيرفتن» است ؛

براي «ايمان» مؤثر است .

و اگر علمي، مفيد باشد آن علمي است كه مفيد ايمان باشد ،

يعني : ايمان را روشني بيشتر بدهد؛

يعني : علمي كه بصيرت آورد و بصيرت را بيفزايد؛

و تنها چنان دانستني ، «علم» است .

و نيز معرفتي ، «معرفت» است كه «عرفان» را موجب شود؛

آنچه آدمي را پس از مرگ جسماني نيز، زنده مي دارد، و در عالم و محيط مؤثر مي دارد ايمان است.

آنچه به كلمات آدمي در گفتار و به  نوشته هاي آدمي در ابلاغ، و به هنر آدمي در ابلاغ، و به هنر آدمي در آثار

جان مي دهد و نفوذ مي بخشد، چندانكه ناظر و مخاطب بيدار دل را به خود مي كشد و به حركت در مي آورد، ايمان
است .

مي بينيد كه سخني، بسيار نافذ است .
مي بينيد كه بيتي از يك قطعه شعر، گويا روح دارد،
مي بينيد كه قسمتي از يك نوشته، جان دارد و خواننده را تكان مي دهد .
مي بينيد كه يك اثر هنري همانند فردي زنده، داد مي زند و پيغام مي رساند .
اين همه را ايمان گوينده، شور ايماني سراينده و نويسنده ، شهود ايماني هنرمند، ايجاد كرده است .
اما در زندگي معنوي انسان ايمان چه مي كند؟ خدا مي داند .
ايمان رابطه مي دهد همه جاي وجود را با همه جاي وجود، و يك پارچگي در او به وجود مي آورد.
ايمان رابطه مي دهد آدمي را با همه ي آنها كه «اهل دل و ايمان» هستند و وحدت مي دهد . ايمان رابطه مي دهد «هستي آدمي » را با همه ي هستي و نظام هستي و حركت هستي ،
و آن را با جهت حركتي در هستي، همپايي مي دهد و هماهنگي .
 


 

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 3:27 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

در جهان گسترده ای که خطرات بسیار سلامت روح و جسم آدمی را تهدید می کند ، انسان بر اساس فطرت الهی به
سوی نیرویی برتر و بزرگتر از توان خود رو می آورد و از او کمک می خواهد.
«نیایش» از احساس ناتوانی و محدودیت انسان سرچشمه گرفته است و لازم نیست که همیشه همراه درخواست از
خداوند باشد بلکه هر توجهی به سوی پروردگار و هر ارتباطی با او به نوعی حمد و ثنا محسوب می شود.
مناجات های گوناگون و شکر نعمت های بیکران الهی ، به نوعی راز و نیاز است که در رابطه انسان با خدا مطرح
می شود. در لحظه ارتباط با خدا ، روح نیایشگر ، قلب را آرام می کند و آدمی را نیرومند تر از آنچه هست و آزاده تر
از آنچه بود ، می سازد.
هنگامی جایگاه واقعی خود را درک می کنیم که در حال گفتگو با پروردگار هستیم. هنگام مناجات و دعاست که از
زیباترین هیجانات روحی بهره مند می شویم.
ضمیر وجودی انسان تنها در حال نیایش ، هماهنگ و موزون می شود و تیرگی های درون و برون با دعا ، روشن و
پالایش می شود.
نیاز روح آدمی به مناجات همانند نیاز جسم او به خوراک و پوشاک است. اگر غذا و لباس موجب آسایش جسم است،
نجوا با پروردگار و درد دل با او نیز برطرف کننده نیازهای عاطفی و معنوی است.
در هنگام گفتگو با پروردگار حس می شود ، غمخواری حقیقی یافته ایم که راز دل را افشا نمی کند و این حالت ،
موجب تسلی روح آدمی می شود.
ما نیز از زبان «خواجه عبدالله انصاری» با خدای خویش گفتگو می کنیم :

الهی
ضعیفان را پناهی ، قاصدان را بر سر راهی ، مؤمنان را گواهی
چه عزیز است آنکس که تو خواهی

الهی
ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد ، ای اول بی بدایت و
ای آخر بی نهایت ، ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت
ای حیّ بی ذلّت ، ای معطی بی فکرت و ای بخشنده ی بی منت ،
ای داننده ی رازها ، ای شنونده ی آوازها ، ای بیننده ی نمازها ، ای پذیرنده ی نیازها ، ای شناسنده ی نامها ، ای
رساننده ی گامها ، ای مُبرّا از عوایق ، ای مطّلع بر حقایق ، ای مهربان بر خلایق ، عُذرهای ما بپذیر که تو غنی و ما
فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ما حقیر ، از بنده خطا آید و زلّت و از تو عطا آید و رحمت.
و نیز از زبان آیت الله حسن زاده ی آملی می گوییم

الهی ، به حقّ خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرینت ، نورم ده!

الهی ، راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

الهی ، چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است ، و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است.

الهی ، ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای ، و ما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای.

الهی ، وای بر من اگر دانشم رهزنم شود و کتابم حجابم!

الهی ، چون تو حاضری چه جویم ، و چون تو ناظری چه گویم؟

الهی ، چگونه گویم نشناختمت که شناختمت ، و چگونه گویم شناختمت که نشناختمت.

الهی ، خودت آگاهی که دریای دلم را جزر و مدّ است ، «یا باسط» بسطم ده ، و «یا قابض» قبضم کن!

الهی ، ناتوانم و در راهم و گردنه های سخت در پیش است و رهزنهای بسیار در کمین و بارگران بر دوش.

الهی ، از روی آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده ام ، از اِنس و جان شرمنده ام ، حتی از روی شیطان شرمنده ام ، که
همه در کار خود استوارند و این سست عهد ، ناپایدار.

الهی ، عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه باید کرد؟

الهی ، آن خواهم که هیچ نخواهم ...
 

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 3:25 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

حسن ناهید می‌گوید: امروزه اغلب موسیقی‌هایی که به عنوان موسیقی مذهبی شناخته می‌شود، همان آهنگ‌های «پاپ» امروزی است که شعرشان عوض شده است و آنها را با محتوای مذهبی می‌شنویم.
به گزارش خبرگزاری مهر، با آمدن ماه سوگ و عزاداری، فعالیت‌های گروه‌ها و دسته‌های موسیقی مذهبی و همچنین نوحه‌خوانان آغاز می‌شود. امسال نیز فعالیت این گروه‌ها در جای جای شهر تهران و همچنین شهرستان‌ها به چشم می‌خورد. اما در کنار معنویتی که این گروه‌های موسیقی که اغلب آنها توسط جوانان در هیئت‌ها تشکیل می‌شود، به همراه دارند، گاهی نغمه‌هایی ناموزون و نه درخور شأن موسیقی مذهبی چندین و چندساله ایرانی به گوش می‌رسد.
این اصوات نامطبوع که هرچند با شورحسینی همراه می‌شوند، بعضا از ترانه‌های پاپ، کپی برداری شده اند و به سرعت به دلیل آشنایی گوش با آنها، درمیان توده مردم جا باز کرده اند. اما این اتفاق باعث نگرانی واعتراض بسیاری ازهنرمندان راستین موسیقی مذهبی، آئینی و سنتی ایران شده است. خصوصا اینکه برخی از این قطعات توسط سازهای الکترونیکی اجرا شده و حتی کار به جایی رسیده که ملودی آنها از ترانه‌های لس آنجلسی برداشت شده است.
زمانی که پای درد دل موسیقیدانان سنتی ایران که موسیقی مذهبی را جزء لاینفک از موسیقی ایرانی می‌دانند، می‌نشینی، تازه می‌فهمی که چه‌ها برموسیقی مذهبی ایران گذشته است و این نوای محزونی که تو با کیبوردها و ریتم‌های غربی می‌شنوی، کوچکترین وجه تشابهی با موسیقی مذهبی تاریخی ایران ندارد. از سویی هیچ قانون و تبصره ای هم برای تصحییح این موسیقی‌ها در دست نیست. 
حجت الاسلام والمسلمین محمد حسین موسی پور، معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی سال گذشته درجمع خبرنگاران دراین خصوص گفته بود: با هیأت‌های عزاداری که از ابزار موسیقی غیر متعارف استفاده کرده و موجب هتک حرمت و آزار همسایگان شوند، به شدت برخورد شده و مجوز فعالیت آنها نیز تمدید نخواهد شد. هرچند که هیچ قانون اجرایی برای مقابله با مداحانی که به دلیل عدم آگاهی و یا ضعف اطلاعات، مطالب غیرواقعی را بیان می‌کنند، وجود ندارد. هرچند هدف این مداحان نیز، اشاعه فرهنگ عاشورایی و تبیین سیره امام حسین است وهیچ قصد سوئی در میان نیست.
استادان موسیقی ایرانی که سالها در این زمینه پژوهش کرده اند و بسیاری از آنها گوشه‌ها و دستگاه‌های موسیقی سنتی ایران را با فراگیری آثاری ازموسیقی مذهبی آموخته اند، سخت از اتفاقاتی که هم اکنون در زمینه موسیقی مذهبی می‌افتد، نگرانند. پیش از اینها درموسیقی مذهبی ما برای هر شخص، درروایت واقعه عاشورا، موسیقی خاصی در نظر گرفته می‌شد، مثلا برای امام حسین(ع) یا حضرت علی اصغر از مقام‌هایی مجزا استفاده می‌کردند و برای افراد قصی القلب و اصحاب یزید از مقام‌های خاصی بهره می‌برند. هرچند که موسیقی مذهبی، بیش از هر چیز دیگر، به شعر متکی است، اما برای صحنه‌های مختلفی چون نبرد از موسیقی بی کلام نیزاستفاده می‌شد. مثلا درصحنه‌های حماسی از دستگاه‌هایی چون، ماهور و چهارگاه که شور خاصی دارند و در صحنه‌های غم و ماتم از دستگاه‌های نوا، شورو دشتی که سنگین ترهستند بهره برده می‌شده است. حتی درموسیقی ایرانی ما گوشه‌هایی چون رجز وجود دارند که عینا درموسیقی مذهبی استفاده می‌شود. 
جلیل شهناز تارنواز صاحب نام ایرانی که در حال حاضر چند روزی است که در بیمارستان بستری شده است، دراین خصوص به خبرنگار موسیقی مهر می‌گوید: متاسفانه باید بگویم که روش‌های امروزه برای اجرای موسیقی مذهبی، اصلا صحیح واصیل نیست. ومتاسفانه صدا و سیما هم به آن دامن می‌زند. این روزها زیاد می‌بینیم که نواهای مذهبی با سازهایی چون ساکسیفون، ابوا و سازهای الکترونیک نواخته می‌شوند. درست است که نمی‌توانیم بگوییم که این موسیقی از بین رفته است و موسیقی نیز مانند دیگر هنرها با زمان پیش می‌رود و به واسطه زمان و قرارگرفتن درکنار دیگرموسیقی‌ها، حضورآن کمرنگ تر شده است. مهم این است که ما امروزه افراد خبره نداریم. درحال حاضر، اگرهم کسی بخواهد موسیقی مذهبی کار کند، بیشتر به جنبه تئوریک آن می‌پردازد.
وی ادامه داد: تعزیه درواقع گلچینی از ردیف‌های موسیقی ایرانی است. آهنگ‌هایی که از قدیم الایام بوده است و سینه به سینه منتقل شده است. از قدیم هم ردیف‌ها و دستگاه‌هایی که حزن آورتر بوده اند، برای تعزیه درنظر گرفته می‌شده اند. اما بیشتر آنها جدای از موسیقی، وجه تسمیه ندارند و در قالب چند مکتب ارائه شده اند. مکاتبی چون اصفهان، تهران وتبریز که دراصفهان بیشتر آواز وتعزیه بوده است و اساتید تعزیه هم بیشتر دراصفهان تخصص داشته اند. اما دربعضی از گوشه‌ها، کاربرد خاص تعزیه را می‌شود مشاهده کرد. گوشه‌هایی مانند رجز، پهلوی و مخلوق که به طور خاص به این رشته اختصاص دارند و نشان از جایگاه خاص موسیقی مذهبی درموسیقی ردیف و دستگاهی ما دارد.
حسن ناهید نوازنده نی نیز، دراین زمینه به خبرنگار موسیقی مهر، می‌گوید: روند این موسیقی نه تنها پس از انقلاب پیشرفت نکرده است، که پسرفت هم داشته است. درحال حاضر چیزی به نام موسیقی مذهبی به طور خالص سراغ ندارم. درقدیم گوشه‌های موسیقی مذهبی را در تلویزیون درس می‌دادند و اجرا می‌کردند، اما الان ما کسی را سراغ نداریم که با این موسیقی آشنایی کافی داشته باشد.
وی ادامه می‌دهد: متاسفانه از عمده ترن دلایلی که موجب این اتفاق شده، ورود افراد نا آشنا به موسیقی، به این حیطه بوده است. حیف است که موسیقی مذهبی ما با آن پیشینه تاریخی که برای خود، رشته مجزایی در موسیقی ایرانی بوده، دستخوش این اتفاقات شود. موسیقی مذهبی در گذشته، به صورت رشته ای مجزا که به صورت کامل توسط نوازندگان و آهنگسازان شناخته شده بود، وجود داشته است ومی توانم بگویم که امروز از بین رفته است و اگرهمین مراسم تعزیه گاه به گاه هم وجود نداشته باشد، موسیقی مذهبی از یادها پاک می‌شود.
این استاد موسیقی ایران می‌افزاید: درگذشته، موسیقیدانان مذهبی ازعلم خاصی برخوردار بودند و نمی‌خواستند که بی حساب و کتاب، فقط اشک مردم را دربیاورند. درست است که پیش از این هم اساتید موسیقی ایرانی درموسیقی مذهبی حضور نداشتند و موسیقیدانان مذهبی خود افرادی شناخته شده و مطرح بودند، اما آنها هم دنبال علم این موسیقی بودند، گوشه‌ها و دستگاه‌ها را خوب می‌شناختند و درقسمت‌های مختلف یک روایت مذهبی از آنها بهره لازم را می‌بردند.
وی ادامه داد: موسیقی مذهبی موسیقی خاصی است که دراصل به همان موسیقی تعزیه معروف است و از قدیم هم بوده است. این نوع موسیقی آهنگ‌ها وشعرهای مخصوص به خود را دارد و در قدیم، به نسبت الان رواج بیشتری داشته است. برای اجرای این موسیقی جاهای مشخصی مثل تکیه دولت درنظر گرفته می‌شد که در آنجا به طورخاص به موسیقی مذهبی می‌پرداختند، ولی متاسفانه امروز دیگراین اماکن وجود ندارد.
حسن ناهید تاکید می‌کند: امروزه اغلب موسیقی‌هایی که به عنوان موسیقی مذهبی شناخته می‌شود، همان آهنگ‌های پاپ امروزی است که شعرشان عوض شده است و آنها را با محتوای مذهبی می‌شنویم.
 مجید اخشابی آهنگساز موسیقی پاپ- سنتی نیز، با اشاره به اینکه چندی است روی ملودی‌های لس آنجلسی، اشعار مذهبی گذاشته می‌شود، از نوحه خوانان می‌خواهد که دانششان را در زمینه موسیقی مذهبی بالا ببرند و به خبرنگار موسیقی مهر می‌گوید: این کاربسیار سخیف است. درقدیم با اینکه نوحه خوانی و تعزیه، از دانش مدونی برخوردار نبوده است، اما نوحه خوانان دراین زمینه سوادی نسبی داشته اند. الان هرجوانی که احساس می‌کند صدایش خوب است و درسایرعرصه‌ها راه برایش باز نیست، به نوحه خوانی روی می‌آورد. این کاردرشأن موسیقی مذهبی نیست. من اشکالی در کاربرد سازهای موسیقی الکترونیکی نمی‌بینم. به نظر من از هر ابزاری که بتواند تصویر موسیقایی زیبایی را بیافریند و منطقی به کار گرفته شود، باید بهره برد و آن را به خدمت خود درآورد. مگر ما در نوازندگی موسیقی ملی فقط از سازهای ایرانی بهره می‌بریم؟ موسیقی علم است. باید هرکسی از هر قشر و با هر ذهنیت بتواند به آن بپردازد.
اخشابی برخلاف دیگر موسیقیدانان، روند موسیقی مذهبی را پس از انقلاب اسلامی رو به رشد می‌داند و می‌گوید: حداقل اتفاقی که پس از انقلاب در زمینه موسیقی مذهبی افتاده است، توجه بیشتر شعرا، موسیقیدانان و مردم به این رشته بوده است. در این زمینه هرچند کارهایی ضعیف هم انجام شده است، اما آثاربا کیفیت هم کم نبوده اند.
علیرضا قربانی خواننده ثابت ارکستر موسیقی ملی ایران که سالیانی است در زمینه موسیقی سنتی ایران فعالیت می‌کند و آوازتیتراژ پایانی سریال شب دهم را اجرا کرده، در خصوص پیوندهای میان موسیقی سنتی ایران و موسیقی مذهبی به خبرنگار موسیقی مهر می‌گوید: گسست بین این دو به هیچ وجه حس نمی‌شود. اشتراکات درجایی کم و در جایی بیشتر است. درموسیقی مذهبی به خصوص موسیقی تعزیه، عینا ردیف‌های آوازی و سازی موسیقی سنتی ایران، اجرا می‌شود. این موضوع در زمان قاجار هم وجود داشته است که در موسیقی مذهبی از موسیقی سنتی آنقدر استفاده می‌شده است که نمی‌توان آنها را ازهم تفکیک کرد.
برخلاف آنچه که به نظر می‌آید، موسیقی مذهبی درمیان اهل تسنن ایران، بسیار رواج دارد و در روزهای عاشورا و تاسوعا و ماه محرم، بسیاری از موسیقیدانان محلی اهل تسنن، به اجرای موسیقی مذهبی پرداخته و درغم شیعیان شریک می‌شوند. هنوزهم دربسیاری از شهرستان‌ها، در مراسم عزاداری و همچنین شادی نیز، موسیقیدانان مذهبی به میان مردم آمده و با ساز و آواز، درغم و شادی انها شریک می‌شوند.
این موسیقیدانان ازجایگاه ویژه ای درمیان مردم برخوردارند. تا آنجا که دربعضی استان‌ها، روی سازهای این استادان مردم نذر می‌کنند. میرزا آقا غوثی سرپرست گروه دف نوازان سنندج که اجراهای زیادی را درایران و خارج ازایران داشته است، دراین مورد می‌گوید: نوای سازهای ما همیشه با ذکر خدا و پیامبر همراه است، از این رو مردم دوست دارند که نذر و نیازهایشان را روی سازهای ما داشته باشند. خصوصا اینکه این مردم اعتقاد دارند، کسی که ذکر خدا و رسولش را می‌گوید، می‌تواند حاجت بگیرد.
همچنین موسیقیدانان ترکمن، یاد و خاطره شاعر ترانه سرای مذهبی مختوم قلی را پیوسته درروزهای ماه محرم، زنده نگاه می‌دارند و او را بسیار گرامی می‌دانند. 
 
هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی- مقامی و مولف کتب تخصصی موسیقی، دراین زمینه و درخصوص استفاده ساز درموسیقی مذهبی به خبرنگار موسیقی مهر می‌گوید: موسیقی مذهبی هیچ نیازی به استفاده از ساز ندارد، زیرا این موسیقی دارای ریتم و ملودی است و فقط باید درست از آن استفادده کرد، البته در گذشته هم سازهایی مانند طبل، ریتم موسیقی را نگاه می‌داشتند، اما اکنون گاه مشاهده می‌شود که در بعضی از تکایا از سینتی سایزر و حتی ساز‌های برقی هم برای نوحه خوانی استفاده می‌شود. حتی کلارینت هم استفاده می‌کنند. تا ابتدای سال 1330 آهنگ سازان کار نوحه خوانان را می‌دیدند و نوحه خوانان خود مولف آواز بودند، اما درحال حاضر آنان تنها تقلید می‌کنند و به جای آنکه خود اثری را پدید آورند، روی ترانه‌های مبتذل، شعرمذهبی می‌گذارند که زیبنده کار مداحی نیست.
دکتر محمد سریر، آهنگساز وسخنگوی خانه موسیقی، اعتقاد دارد که موسیقی مذهبی فعلی درایران، میل به سوی موسیقی عربی شدن دارد و به خبرنگار موسیقی مهر، می‌گوید: موسیقی مذهبی ما، در واقع همان موسیقی ایرانی ماست که درشرایطی مجبور بوده است به دلیل محدودیت‌ها، به شکل موسیقی مذهبی بروز پیدا کند، اما متاسفانه درحال حاضر، این موسیقی بیشتر تم‌ها و موتیف‌های موسیقی عربی را به خود گرفته است.
وی افزود: درست است که ما شیعه هستیم و با ورود دین اسلام، زبان و فرهنگ عربی هم واررد ایران شد، اما دلیلی ندارد که ما هویت، فرهنگ و تمدن خودمان را فراموش کنیم و موسیقی اصیل ایران را از یاد ببریم.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 3:23 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

 
به نام خدا.
اینجا سکوی پرواز است ... پرواز روح تا نقطه ای به طول و عرض جغرافیای انسانیت... .



و هیئت شاکله ای است بنا شده بر عقل و عشق . در این وعده گاه دستها به نشانه وفا  در هم تنیده می شود. وفا بر عهدی که از روز نخستین بسته اند، با مبعوث شده ای از میان خود.

[ شنبه سیزدهم مرداد 1386 ] [ 3:20 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

با سلام

دوستان

این روزها گروه سخت مشغول کار تمرین برنامه ای برای ایام نیمه شعبان است وهمینطورآمادگی  اجرای برنامه در اختتامیه جشنواره سراسری سما کشور که روز ۶/۶/۸۶در باغ دولت آباد یزد برگزار میگردد..

بچه ها التماس دعا....

[ سه شنبه نهم مرداد 1386 ] [ 5:5 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

سوره التكوير, آيه ۱
آنگاه كه خورشيد به هم درپيچد 

[ سه شنبه نهم مرداد 1386 ] [ 4:54 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

قرآن, سوره ۳, آيات ۳۱ و ۳۲

“بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است”
“بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”

تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.

همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش

اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (۲:۱۹۵, ۳:۱۳۴, ۳:۱۴۸, ۵:۱۳ و ۵:۹۳) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.ش

علاوه بر اين, بر طبق قرآن, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:ش

از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷)ش
منصفانه قضاوت مي كنند (۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸)ش
در راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (۶۱:۴)ش
خود را براي خداوند خالص مي كنند (۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸)ش
از كارهاي بد توبه مي كنند (۲:۲۲۲)ش
به خداوند توكل مي كنند (۳:۱۵۹)ش
و در برابرمشكلات صبور هستند (۳:۱۴۶) ش

از سويي ديگر, خداوند فردي را دوست ندارد كه:ش

به او معتقد نباشد (۳:۳۲, ۳۰:۴۵)ش
متكبر باشد (۱۶:۲۳, ۴:۳۶, ۳۱:۱۸, ۵۷:۲۳)ش
به ديگران بدي كند (۳:۵۷, ۳:۱۴۰, ۴۲:۴۰)ش
ناسپاس باشد (۲:۲۷۶, ۲۲:۳۸)ش
تجاوزكار باشد (۲:۱۹۰, ۵:۸۷, ۷:۵۵)ش
اسرافكار باشد (۶:۱۴۱, ۷:۳۱)ش
ديگران را گمراه كند (۲:۲۰۵, ۵:۶۴, ۲۸:۷۷)ش
عهد و پيمانش را بشكند (۸:۵۸, ۴:۱۰۷)ش
وبه داشتن مال و ثروت شادي كند (۲۸:۷۶)ش

 

[ سه شنبه نهم مرداد 1386 ] [ 4:53 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

 

دانلود نرم افزار مجاني آيه امروز پارس قرآن:

ParsQuran Daily Verse

مشخصات برنامه:

  - نمايش آيات تصادفي از قرآن مجيد
  - قابليت تنظيم براي نمايش زمانبندي شده آيات قرآن
  - قابليت خواندن دنباله آيه مورد نظر با وصل شدن به وبسايت پارس قرآن

برنامه را مي توانيد از اينجا دانلود کنيد:
دانلود برنامه

توجه: براي اجراي اين برنامه, NET Framework. بايد در رايانه شما نصب شده باشد. در صورت موجود نبودن, برنامه از شما خواهد خواست که اول NET Framework. را نصب کنيد.

[ سه شنبه نهم مرداد 1386 ] [ 4:48 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

دانلود رايگان کتاب الکترونيکی قرآن مجيد:

ParsQuran Daily Verse     ParsQuran Daily Verse 

ParsQuran Daily Verse    

براي ديدن عکسها روی آنها کليک کنيد

مشخصات برنامه:

  - نمايش متن تمامی سوره های قرآن
  - قرآن به سه زبان فارسی, عربي و انگليسی
  - قابليت چاپ کردن سوره ها
  - امکان جستجوی قرآن با وصل شدن به وبسايت پارس قرآن

برنامه را مي توانيد از اينجا دانلود کنيد:
دانلود برنامه

[ سه شنبه نهم مرداد 1386 ] [ 4:47 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

كوه فروتن

سوره الحشر, آيه ۲۱
اگر اين قرآن را بر كوهى فرومي‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مي‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مي‏زنيم باشد كه آنان بينديشند

 

[ سه شنبه نهم مرداد 1386 ] [ 4:46 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

 

دانلود رايگان نرم افزار جزء ۳۰ قرآن کريم:

Quran 30     Quran 30 

Quran 30    

براي ديدن عکسها روی آنها کليک کنيد

مشخصات برنامه:

  - نمايش متن سوره های جزء ۳۰ قرآن کريم
  - تلاوت سوره ها با صداي استاد عبدالباسط
  - ترجمه فارسي سوره ها
 

برنامه را مي توانيد از اينجا دانلود کنيد (MB ۱۱) :
دانلود برنامه

اگر سرعت اينترنت شما پايين است مي توانيد برنامه را به صورت ۴ قسمت جدا دانلود کنيد و سپس با استفاده از Bat File ‌ آنها را به هم متصل کنيد:

دانلود قسمت ۱      دانلود قسمت ۲        دانلود قسمت ۳       دانلود قسمت ۴
دانلود Bat File

توجه : اگر هنگام اجراي برنامه با پيغام زير روبرو شديد لطفا مربع کوچک را تيک بزنيد و Yes را کليک کنيد.

[ سه شنبه نهم مرداد 1386 ] [ 4:41 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

[ چهارشنبه سوم مرداد 1386 ] [ 5:48 بعد از ظهر ] [ مدیر وبلاگ... التماس دعا ]

[ ]